تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٣٣ - بيان سخن قائلين به زيادت صفات بر ذات
اوصاف نماييم، بلكه كمال توحيد سلب صفات از اوست و معناى «اللّه عالم»: انّه ليس بجاهل است و معناى «اللّه حىّ»: انّه ليس بميّت است و معناى «اللّه قادر»: انّه ليس بعاجز است و هكذا. و اين حرف را به استاد خود نسبت داده است و ظاهراً استاد وى كه اين سخن را گفته است فيض [١] نبوده، بلكه احتمالًا ملاى تبريزى [٢] بوده كه قاضى هم از او و هم از فيض تلمذ نموده است. چنانكه كتاب كليد بهشت كه اكنون به معاونت مشكاة [٣] به نام قاضى سعيد به چاپ رسيده است، هر كسى كه به مذاق
[١] عالم فاضل حكيم فقيه محدث مفسر متكلم اديب شاعر محمد بن مرتضى معروف به ملا محسن فيض، يكى از نوادر دانشمندان شيعه به شمار مىرود. وى در ١٠٠٧ ق. در كاشان زاده شد و پس از رشد و كمال، در محضر سيد ماجد بحرانى و صدر المتألهين در شيراز، به تحصيل علوم پرداخت و به دامادى صدر المتألهين مفتخر شد و از او لقب فيض را دريافت كرد. وى از شيخ بهايى، صدر المتألهين، پدرش شاه مرتضى و ملا محمد طاهر قمى اجازه روايت داشته و به علامه مجلسى و قاضى سعيد قمى و سيد نعمت اللّه جزايرى اجازه روايت داده است.
از آثار اوست: تفسير صافى، تفسير اصفى، كتاب وافى و شافى و نوادر (در حديث)، معتصم الشيعه، مفاتيح الشرائع و النخبة (در فقه)، علم اليقين فى اصول الدين، المحجة البيضاء فى إحياء الإحياء، الكلمات المكنونة، انوار الحكمه، ديوان شعر و ضياء القلب.
وى در ١٠٩١ ق. درگذشت و در كاشان به خاك سپرده شد و مزارش معروف همگان است.
[٢] ملا رجبعلى تبريزى اصفهانى، يكى از حكما و متكلمين مشهور عهد صفوى بوده است. و به علم و فضل و دقت او را ستودهاند. در حكمت و فلسفه و كلام و منطق شهرتى بسزا داشت و شاه عباس و وزيرانش مكرّر به ديدارش مىرفتند. وى زمان شاه سليمان صفوى (١١٠٥ ق.) را هم دريافت و با تمام اصرار شاه، به ديدار او نرفت. در تدريس شفا و اشارات به غايت چيرهدست بود و شاگردانى در حكمت و فلسفه مانند: ملا محمد سراب، قاضى سعيد قمى و برادرش حكيم محمد حسين قمى، امير قوام الدين رازى، ملا محمد شفيع اصفهانى و ملا محمد رفيع زاهدى پيرزاده را پرورش داد. او اعتقاد به وحدت وجود و معاد روحانى داشت و مىگفت: لفظ وجود بين واجب و ممكن، مشترك است و در اين باره رسالهاى نگاشت كه مورد رد و انكار معاصران و متأخرينش قرار گرفت.
آثارش عبارتند از: الاصول الآصفيه، تطبيق ما ورد فى الشرع من امر المعاد على صفات النفس و ملكاتها و علومها، تحقيق القول بالاشتراك اللفظى فى وجوده و صفاته و اثبات الواجب.
[٣] مرحوم سيد محمد مشكاة بيرجندى يكى از بزرگانِ نسخهشناسى و كتابشناسى و آگاهان به فنّ تاريخ و رجال و تراجم و علوم حديث به شمار مىرفت. وى در سال ١٣١٩ ق. در بيرجند زاده شد و پس از فراگيرى علوم اسلامى در بيرجند و قائن و مشهد به تهران آمد و پس از مدتى حضور در صحنه سياست، به تدريس فقه در دانشگاه تهران و فلسفه در مدرسه سپهسالار پرداخت و از آيات عظام: آقا ضياء عراقى، سيد ابو الحسن اصفهانى و سيد محمد حجت كوهكمرى اجازه اجتهاد داشت و كتابخانهاش يكى از نفيسترين كتابخانههاى خطى كشور به شمار مىرفت. وى نيابت توليت حرم حضرت فاطمه معصومه عليها السلام را بر عهده داشت و به سال ١٣٩٩ ق. بدرود حيات گفت و در حرم حضرت معصومه مدفون گرديد.