تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٠٥ - انتفاء تمام اقسام تركيب در ذات واجب
و اگر يك جزء يا تمام اجزاء را ممكن فرض نماييم احتياج لازم مىآيد؛ زيرا بايد اجزاء تركيب شده تا صورت وحدت به خود بگيرند و حصول صورت تركيبيه منوط به اجزاء و تأثير و تأثر و فعل و انفعال آنهاست اگر اجزاء خارجيه باشد و يا اينكه در تقوم ماهيت، مركب محتاج به اجزاء است.
و ممكن است الف «لَزِما» را تثنيه گرفت كه معناى آن اين است كه بر تقديرى كه اجزاء ممكن باشند خلف و احتياج هر دو لازم مىآيد. و لكن لزوم خلف در اينجا بر وجه ديگر است و مانند لزوم خلف در فرض وجوب اجزاء نيست؛ زيرا معناى خلف در صورت وجوب اجزاء اين بود كه تعدد واجب لازم مىآيد. و اما معناى خلف در اينجا اين است كه اگر يك جزء يا تمام اجزاء واجب ممكن باشد لازم مىآيد غنى محض، مشوب به حاجت باشد؛ چون جزء ممكن خود در بقا محتاج به علت است و لازم مىآيد حق صرف از باطل صرف ملتئم بوده و واجب بحت، مختلط به ممكنات عدميه باشد.