مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٥٣ - امتحان الهی
معین میکند، متر اثرش این است که کمیت یک طول را معین میکند، علم منطق- که علم میزان نامیده میشود- اثرش این است که شکل استدلالها را اندازه گیری میکند و اگر احیاناً خللی در شکل استدلال رخ داده باشد، قواعد منطقی آن را معین میکند.
امتحان اگر فقط به معنی به کار بردن میزان و مقیاس برای کشف مجهولی باشد، البته درباره خداوند صحیح نیست.
امتحان معنی دیگری هم دارد و آن از قوّه به فعل آوردن و تکمیل است. خداوند که به وسیله بلایا و شداید امتحان میکند، به معنی این است که به وسیله اینها هر کسی را به کمالی که لایق آن است میرساند. فلسفه شداید و بلایا فقط سنجش وزن و درجه و کمّیت نیست، همچنین زیاد کردن وزن و بالا بردن درجه و افزایش دادن به کمّیت است. خداوند امتحان نمیکند که وزن واقعی و حد و درجه معنوی و اندازه شخصیت کسی معلوم شود؛ امتحان میکند یعنی در معرض بلایا و شداید قرار میدهد که بر وزن واقعی و درجه معنوی و حد شخصیت آن بنده افزوده شود.
امتحان نمیکند که بهشتی واقعی و جهنمی واقعی معلوم شود؛ امتحان میکند و مشکلات و شداید به وجود میآورد که آن که میخواهد به بهشت برود، در خلال همین شداید، خود را شایسته و لایق بهشت کند و آن که لایق نیست سر جای خود بماند.
علی علیه السلام در آن نامهای که به والی بصره، عثمان بن حنیف، نوشته پس از آنکه او را نصیحت میکند که گرد تنعم نرود و از وظیفه خودش غفلت نکند، وضع زندگی ساده و دور از تجمل و تنعم خودش را ذکر میکند که چگونه به نان جوی قناعت کرده است و خود را از هر نوع نازپروردگی دور نگه داشته. آنگاه میفرماید: شاید بعضی تعجب کنند که چطور علی با این خوراکها، توانایی برابری و غلبه بر شجاعان را دارد، قاعدتاً باید این طرز زندگی او را ضعیف و ناتوان کرده باشد. خودش این طور جواب میدهد که اینها اشتباه میکنند، زندگی سخت نیرو را نمیکاهد، تنعم و نازپروردگی است که موجب کاهش نیرو میگردد. میفرماید:.
الا وَ انَّ الشَّجَرَةَ الْبَرِّیةَ اصْلَبُ عوداً، وَ الرَّوائِعَ الْخَضِرَةَ ارَقُّ جُلوداً وَ