مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥١٧ - ایمان، پشتوانه اخلاق و عدالت
آید، گزیدهتر برد کالا». اما اگر ایمان پیدا شد، اخلاق و عدالت پابرجا میشود.
اخلاق و عدالت بدون ایمان مذهبی مثل نشر اسکناس بدون پشتوانه است. ایمان مذهبی که آمد، اخلاق و عدالت هم میآید. آن وقت ما میبینیم در اسلام مسئله پرستش خدا به صورت یک امر مجزا از اخلاق و عدالت قرار داده نشده است؛ یعنی عبادت را که اسلام دستور میدهد، چاشنی آن را اخلاق و عدالت قرار میدهد یا بگوییم عدالت و اخلاق را که طرح میکند، چاشنی آن را عبادت قرار میدهد چون غیر از این ممکن نیست.
مثالی عرض میکنم: شما در کجای دنیا و در چه مکتبی از مکاتب دنیا سراغ دارید که مجرم با پای خودش برای مجازات بیاید؟ همیشه کار مجرم این است که از مجازات فرار میکند. تنها قدرتی که مجرم را با پای خودش و به اختیار و اراده خودش به سوی مجازات میکشاند قدرت ایمان است. ما وقتی به صدر اسلام نگاه میکنیم، نمونههای زیادی در این مورد میبینیم. (البته اینکه میگویم در صدر اسلام، نه اینکه در غیر صدر اسلام نمونه نداریم؛ خیر، در غیر صدر اسلام هم به هر اندازه که ایمان بوده نمونهاش هم هست.) اسلام برای مجرم مجازات معین کرده است، مثلًا برای شرابخوار و زناکار و دزد مجازات معین کرده است. از طرف دیگر، در اسلام اصلی هست و آن اینکه: «الْحُدودُ تَدْرَؤُ بِالشُّبُهات» یعنی حدود با اندک شبههای دفع میشود. اسلام هرگز قاضی و حاکم را مکلّف نمیکند که برود تجسّس و تحقیق کند تا مجرم را پیدا کند، بلکه در دل مجرم نیرویی میگذارد که خودش برای مجازات بیاید. در زمان پیامبر اکرم و در زمان امیرالمؤمنین، چه بسیار اتفاق افتاده است که کسی خودش آمده حضور پیغمبر یا امام و گفته است: یا رسولَ اللَّه! (یا امیرَالمؤمنین!) من فلان جرم را مرتکب شدهام مرا مجازات کن، من آلوده هستم مرا پاک کن.
شخصی آمد خدمت رسول اکرم و گفت: یا رسول اللَّه! من زنا کردهام، مرا مجازات کن. چون در اینجور مسائل، آن شخص چهار بار باید اقرار کند و یک بار کافی نیست، پیغمبر میفرماید: لَعَلَّک قَبَّلْتَ شاید تو آن زن را بوسیدی و میگویی زنا کردم (حرف به دهانش میگذارد). اگر میگفت بله بوسیدم، حالا میخواستم بگویم بوسیدن هم مثل زناست، قضیه تمام شده بود. گفت: نه یا رسول اللَّه! زنا کردم. لَعَلَّک غَمَّزْتَ شاید تو طرف را نیشگون گرفتی (شاید بگوید بله، بیشتر از این نبود).