مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٧٦ - درجات بالاتر
نمیخواهم درباره آن صحبت کنم. در جلسه بعد ان شاء اللَّه درباره معنای «قرب» برای شما مطالبی عرض میکنم. اینکه ما در عبادت میگوییم: قربةً الَی اللَّه یعنی چه؟ تقرب به خداوند یعنی چه؟ این معنا را ان شاء اللَّه برای شما توضیح خواهم داد.
علی از آن عبدها و بندههایی است که به این خداوندگاری نائل شده است. اما اشتباه نکنید، خیال نکنید این عبودیت که نتیجهاش خداوندگاری و تسلط است، نتیجهاش خودبینی و غرور و منیت هم هست؛ ابداً، خودبینی با عبودیت سازگار نیست. آن بندهای که بندگی کند برای ربوبیت، کارش به جایی نمیرسد. عبودیت جز تذلّل و خاکساری چیز دیگری نیست. علی علیه السلام در مناجاتهای خودش عرض میکند: خدایا! کفی لی فَخراً انْ اکونَ لَک عَبْداً وَ کفی لی عِزّاً انْ تَکونَ لی رَبّاً. خدایا! این افتخار برای من بس که بنده تو باشم و این عزت و شرافت برای من بس که تو رب و خداوندگار و پروردگار من باشی. ما برای علی علیه السلام خیلی مقامات قائل هستیم و باید هم قائل باشیم. اصلًا مسئله ولایت که میگویند، بدون ولایت تکوینی- در یک حدودی- اساساً ولایت نیست. اشتباه کردهاند، نفهمیدهاند، سواد ندارند کسانی که منکر ولایت تکوینی شدهاند و حتی ولایت تکوینی را نمیفهمند که چیست؛ یک چیز دیگر را پیش خودشان جاهلانه فرض و تصور کردهاند و همانها را هم مرتب به مردم گفتهاند، در کتابهایشان هم نوشتهاند چون شعورشان به این مسائل نمیرسد. آنها اساساً انسان و خدا را نمیشناسند. در اینجور مسائل اظهارنظر کردن، فرع بر دو مسئله است: اول شناختن خدا، دوم شناختن انسان و استعدادهای درونی انسان و معنی تقرب انسان به خدا و معنی عبودیت و معنی عبادت. علی که اینچنین محبوب است به خاطر عبودیت است. چه خوب میگوید ابوسعید ابی الخیر:
آن کس که تو را شناخت جان را چه کند | فرزند و عیال و خانمان را چه کند | |