مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٨٠ - ب شاهدبازی
خجالتی بودن خلاصه مانع رسیدن است؛ آدم اگر بخواهد برسد باید پررو هم باشد). او چنین استنباط کرده که حافظ در مسئله زن کم رو بوده، هم یک دل پر عشقی داشته و هم آن حالت جسوری را نداشته و زنها هم از اینجور مردها بدشان میآید، زن هم مردی را میخواهد که جسور و پررو باشد و از این جهت این بیچاره همیشه در سوز و گداز بوده و کمتر به عشق خودش میرسیده است، و او چنین استنباط کرده که گاهی زنها هم سر به سر او میگذاشتند. ولی در اینجا مطلب دیگری هست که همه مفسرانِ این گونه حافظ سکوت کردهاند و آن این است که اصلًا آیا در همه دیوان حافظ دلیلی هست که آن شاهدی که حافظ میگوید زن بوده؟ آیا زن بوده یا بچه بوده؟ درباره این، دیگر این مفسران سکوت کردهاند. اتفاقاً اگر بنا باشد که تفسیر همین ظواهر را بگیریم، بدون شک شاهد حافظ بچه بوده و اساساً یک جا هم ما دلیل نداریم که شاهد حافظ زن بوده. همان شاخ نباتی هم که برایش ساختهاند از تیپ بچهها بوده. در بعضی اشعارش تعبیر «مغبچه» دارد. این دیگر هیچ گونه توجیهی ندارد:
گر چنین جلوه کند مغبچه باده فروش | خاکروب در میخانه کنم مژگان را | |