مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢٢ - اوصاف علی علیه السلام
اسْتَوْعَرَهُ الْمُتْرَفونَ وَ انِسوا بِمَا اسْتَوْحَشَ مِنْهُ الْجاهِلونَ وَ صَحِبُوا الدُّنْیا بِابْدانٍ ارْواحُها مُعَلَّقَةٌ بِالْمَحَلِّ الْاعْلی [١].
با مردماند و با مردم نیستند؛ در حالی که با مردماند، روحشان به عالیترین [محل] وابسته است. در حال عبادت تیر را از بدنش بیرون میآورند ولی او آنچنان مجذوب حق و عبادت است که متوجه نمیشود، حس نمیکند. آنچنان در محراب عبادت میگرید و به خود میپیچد که نظیرش را کسی ندیده است.
روز که میشود، گویی اصلًا این آدم آن آدم نیست. با اصحابش که مینشیند، چنان چهرهاش باز و خندان است [٢] که از جمله اوصافش این بود که همیشه قیافهاش باز و شکفته است. به قدری علی علیه السلام به اصطلاح خوش مجلس و حتی بذلهگو بود که عمروعاص وقتی علیه علی تبلیغ میکرد، میگفت: او به درد خلافت نمیخورد چون خنده روست، آدم خنده رو که به درد خلافت نمیخورد؛ خلافت، آدم عبوس میخواهد که مردم از او بترسند. این را هم خودش در نهج البلاغه نقل میکند: عَجَباً لِابْنِ النّابِغَةِ یزْعُمُ لِاهْلِ الشّامِ أنَّ فِی دُعابَةً وَ انِّی امْرُوٌ تِلْعابَةٌ [٣]. [از پسر نابغه تعجب میکنم که] میگوید علی خیلی با مردم خوش و بش میکند، خیلی شوخی میکند، مزّاح است.
با دشمن که در میدان جنگ به صورت یک مجاهد روبرو میشود، باز چهرهاش باز و خندان است که دربارهاش گفتهاند:
هُوَ الْبَکاءُ فِی الِمحْرابِ لَیلًا | هُوَ الضَّحاک اذَا اشْتَدَّ الضَّرابُ | |