مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٨ - فرق « کمال » و « تمام »
ضد آن. در فارسی حتی خود آن دو کلمه را هم نداریم، یعنی بجای آن دو کلمه فقط یک کلمه داریم. آن دو کلمه عربی یکی «کمال» است و دیگری «تمام». گاهی در عربی «کامل» گفته میشود و گاهی «تام» و در مقابل هر دو، «ناقص» گفته میشود: این کامل است و آن ناقص؛ این تام است، تمام است و آن دیگری ناقص.
در یک آیه از قرآن هر دو کلمه آمده است: الْیوْمَ اکمَلْتُ لَکمْ دینَکمْ وَ اتْمَمْتُ عَلَیکمْ نِعْمَتی [١] امروز دین شما را برایتان کامل نمودم و نعمت خود را بر شما تمام کردم.
نفرمود: «اتممت علیکم دینکم» و همچنین نفرمود: «اکملت لکم نعمتی». میگویند اگر چنین گفته بود، از نظر دستور زبان عربی درست نبود. حال فرق این دو کلمه چیست؟ ما اگر فرق ایندو را نگوییم، نمیتوانیم بحثمان را شروع کنیم؛ یعنی شروع بحث ما، از دانستن معنی این دو کلمه است.
«تمام» برای یک شیء در جایی گفته میشود که همه آنچه برای اصل وجود آن لازم است به وجود آمده باشد؛ یعنی اگر بعضی از آن چیزها به وجود نیامده باشد، این شیء در ماهیت خودش ناقص است و میتوان گفت که وجودش کسر برمیدارد: نصفش موجود است، ثلثش موجود است، دو ثلثش موجود است و از این قبیل. مثلًا ساختمان یک مسجد که بر اساس یک نقشه ساخته میشود احتیاج به یک تالار دارد، تالار هم احتیاج به دیوار و سقف و درب و شیشه و اجزاء دیگر دارد. وقتی همه آن چیزهایی که این ساختمان احتیاج دارد- که اگر آنها نباشد، نمیتوان از ساختمان استفاده کرد- فراهم شد، میگویند: ساختمان تمام شد. برای نقطه مقابل این کلمه، کلمه «ناقص» را به کار میبریم. اما کمال در جایی است که یک شیء بعد از آنکه «تمام» هست باز درجه بالاتری هم میتواند داشته باشد. اگر این کمال برای شیء نباشد باز خود شیء هست، ولی با داشتن این کمال یک پله بالاتر رفته است.
کمال را در جهت عمودی بیان میکنند و تمام را در جهت افقی. وقتی شیء در جهت افقی به نهایت و حد آخر خود برسد، میگویند تمام شد و زمانی که شیء در جهت عمودی بالا رود میگویند کمال یافت. اگر میگویند: «عقل فلان کس کامل شده است» یعنی قبلًا هم عقل داشته، اما عقلش یک درجه بالاتر آمده است؛ «علم
[١] مائده/ ٣