مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٧ - تمرین و ریاضت
ثم انه اذا بلغت به الارادة و الریاضة حدّاً ما، عنت له خلسات من اطلاع نور الحق علیه لذیذة کأنها بروق تومض الیه ثم تخمد عنه و هو المسمی عندهم اوقاتاً ثم انه لیکثر علیه هذه الغواشی اذا امعن فی الارتیاض.
سپس هرگاه اراده و ریاضت به میزان معینی برسد پارهای «خلسه» ها (رُبایشها) برایش پدید میآید، به این نحو که نوری بر قلبش طلوع میکند در حالی که سخت لذیذ است و به سرعت میگذرد، گویی برقی میجهد و خاموش میگردد. این حالات در اصطلاح عرفا «اوقات» نامیده میشوند و اگر در ریاضت پیش رود، این حالات فزونی میگیرد.
انه لیتوغّل فی ذلک حتی یغشاه فی غیر الارتیاض. فکلما لمح شیئاً عاج منه الی جناب القدس یتذکر من امره امراً فغشیه غاش فیکاد یری الحق فی کل شیء.
عارف آنقدر در این کار پیش میرود تا آنجا که این حالات در غیر حالت ریاضت نیز گاه به گاه دست میدهد. بسا که یک نگاه مختصر به چیزی روحش را متذکر عالم قدس میکند و حالت به او دست میدهد. کار به جایی میرسد که نزدیک است خدا را در همه چیز ببیند.
و لعله الی هذا الحد یستعلی علیه غواشیه و یزول هو عن سکینته فیتنبّه جلیسه.
عارف تا وقتی که در این مرحله و این منزل است، این حالات که عارض میشود بر او غلبه مینماید و آرامش عادی او را بهم میزند. قهراً اگر کسی پهلویش نشسته باشد متوجه تغییر حالت وی میگردد.
ثم انه لتبلغ به الریاضة مبلغاً ینقلب وقته سکینة فیصیر المخطوف مألوفاً و الومیض شهاباً بیناً و یحصل له معارفة مستقرة کأنها صحبة مستمرة و یستمتع فیها ببهجته، فاذا انقلب عنها انقلب حیران اسفاً.
سپس کار مجاهدت و ریاضت به آنجا میکشد که «وقت» تبدیل به «سکینه» میشود؛ یعنی آنچه گاه گاه بود و آرامش را بهم میزد، تدریجاً