مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٣٣ - نقش حق و عدالت اجتماعی در امور معنوی
همان طوری که عرض کردم همین مقررات حقوقی محکم اسلام دلیل است بر اینکه بیارزشی دنیا بیارزشی مقایسهای است. این اولًا.
منطق اجتماعی
ثانیاً در جواب آن سؤال عرض میکنم: اسلام مگر نمیخواهد جامعه اسلامی باقی بماند؟ البته واضح است که میخواهد. حالا که میخواهد باقی بماند، مگر ممکن است که جامعهای بدون اینکه بر محور عدالت بچرخد و حقوق مردم در آن جامعه محفوظ باشد باقی بماند؟ مگر پیغمبر بزرگوار ما خودش نفرمود: الْمُلْک یبْقی مَعَ الْکفْرِ وَ لایبْقی مَعَ الظُّلْمِ یعنی اگر یک جامعه عادل و متعادل باشد قابل بقا هست هرچند مردمش کافر باشند، اگر ظلم و اجحاف در نتیجه تفاوتها و پست و بلندیها و ناهمواریها در جامعهای پیدا شد آن جامعه باقی نمیماند هرچند مردمش به حسب عقیده مسلمان باشند. قرآن پر است از آیاتی که میفرماید سبب هلاک فلان قوم و فلان قوم، ظلم آنها بوده. در یک جا میفرماید: وَ ما کانَ رَبُّک لِیهْلِک الْقُری بِظُلْمٍ وَ اهْلُها مُصْلِحونَ [١] یعنی خداوند مردمی را اگر مصلح باشند هرگز به سبب یک ظلم هلاک نمیکند. مفسرین اغلب گفتهاند این ظلم مقصود شرک است، چون شرک یکی از انواع ظلم است (انَّ الشِّرْک لَظُلْمٌ عَظیمٌ) [٢]؛ یعنی خدای تبارک و تعالی مردم را به سبب کفر و شرک هلاک نمیکند اگر خود آنها از لحاظ روابط اجتماعی و حقوق اجتماعی، مردمی عادل بوده باشند.
نقش حق و عدالت اجتماعی در امور معنوی
ثالثاً فرض میکنیم که بیارزشی دنیا نسبی و بالمقایسه نیست، فرض میکنیم دنیا از نظر دین شر مطلق است. ولی در هر چیزی اگر تردید کنیم، در یک چیز نمیتوانیم تردید کنیم و آن اینکه پیغمبران خدا برای چه هدف و چه مقصدی آمدند. آنها آمدند برای تعلیم یک سلسله عقاید پاک، برای پاکیزه کردن روح مردم (بُعِثْتُ لِاتَمِّمَ مَکارِمَ الْاخْلاقِ) [٣]، برای اینکه مردم را به اعمال خوب تشویق کنند و برای اینکه مردم را از
[١] هود/ ١١٧.[٢] لقمان/ ١٣.[٣] احیاء العلوم، ج ٢/ ص ٢٤٩.