مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧١ - هدف عارف
و مطلوب حقیقی همان نعمتها هستند و در حقیقت معبود و مطلوب حقیقی نفس است، زیرا آن نعمتها را برای ارضای نفس میخواهد.
عارف هرچه را بخواهد به خاطر خدا میخواهد. او اگر نعمتهای خدا را میخواهد از آن جهت میخواهد که آن نعمتها از ناحیه اوست و عنایت اوست، کرامت و لطف اوست. پس غیر عارف، خدا را به خاطر نعمتهایش میخواهد و عارف نعمتهای خدا را به خاطر خدا میخواهد.
اینجا پرسشی پیش میآید که اگر عارف خدا را برای چیزی نمیخواهد پس چرا او را عبادت میکند؟ مگر نه این است که هر عبادتی برای منظوری است؟ شیخ پاسخ میدهد که هدف عارف و انگیزه عارف بر عبادت یکی از دو چیز است:
یکی شایستگی ذاتی معبود برای عبادت؛ یعنی از آن جهت او را عبادت میکند که او شایسته عبادت است، نظیر اینکه انسان کمالی در شخص یا شیئی میبیند و او را مدح و ستایش میکند. اگر بپرسند انگیزه تو از این ستایش چیست؟ این ستایش برای تو چه فایدهای دارد؟ میگوید: من به طمع فایدهای از این شخص یا از این شیء ستایش نکردم، فقط از آن جهت ستایشش کردم که او را بحق لایق ستایش دیدم. همه تحسینهای قهرمانان در هر رشتهای از این قبیل است.
هدف دیگر عارف از عبادت، شایستگی خود عبادت یعنی شرافت و حسن ذاتی عبادت است. عبادت از آن جهت که نسبت و ارتباطی است میان بنده و خدا، کاری است در خور انجام دادن. پس لازم نیست که الزاماً هر عبادتی به خاطر طمعی یا ترسی باشد.
جمله معروفی که از علی علیه السلام نقل شده است که: الهی ما عَبَدْتُک خَوْفاً مِنْ نارِک وَ لا طَمَعاً فی جَنَّتِک بَلْ وَجَدْتُک اهْلًا لِلْعِبادَةِ فَعَبَدْتُک [١] عبادت به خاطر شایستگی معبود را بیان میکند.
عرفا روی این مطلب زیاد تکیه میکنند که اگر هدف و مطلوب انسان در زندگی و یا در خصوص عبادات، غیر از ذات حق چیزی باشد نوعی شرک است. عرفان صددرصد بر ضد این شرک است. در این زمینه سخنهای لطیف بسیار
[١] [خدایا من تو را از ترس آتشت و یا به طمع بهشتت عبادت نکردم، بلکه تو را شایسته عبادت یافتم و عبادت کردم.]