مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٩٣ - معنا و حقیقت تقوا
«پرهیزکاری» و «اجتنابکاری» ترجمه کردهاند و تدریجاً پرهیز از گناه به معنای پرهیز از محیط و موجبات گناه تلقی شده و کم کم به اینجا رسیده که کلمه تقوا در نظر عامّه مردم معنای انزوا و دوری از اجتماع میدهد، در محاورات عمومی وقتی که این کلمه به گوش میرسد یک حالت انقباض و پا پس کشیدن و عقب نشینی کردن در نظرها مجسم میشود.
قبلًا گفتیم که لازمه اینکه انسان حیات عقلی و انسانی داشته باشد این است که تابع اصول معینی باشد، و لازمه اینکه انسان از اصول معینی پیروی کند این است که از اموری که با هوا و هوس او موافق است ولی با هدف او و اصول زندگانی او منافات دارد پرهیز کند. ولی لازمه همه اینها این نیست که انسان اجتنابکاری از محیط و اجتماع را پیشه سازد. راه بهتر و عالیتر- همان طوری که بعداً از آثار دینی شاهد میآوریم- این است که انسان در روح خود ملکه و حالت و مصونیتی ایجاد کند که آن حالت، حافظ و نگهدار او باشد.
اتفاقاً گاهی در ادبیات منظوم یا منثور ما تعلیماتی دیده میشود که کم و بیش تقوا را به صورت اول که ضعف و عجز است نشان میدهد. سعدی در گلستان میگوید:
بدیدم عابدی در کوهساری | قناعت کرده از دنیا به غاری | |