مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٨٢ - رابطه اصالت انسان با خدا
است، باید به این سؤال جواب بدهد: اینها چیست و از کجا پیدا میشود؟ و همچنین مسائل دیگری از قبیل عشق صادقانهای که بشر به سپاسگزاری دارد.
انسان میخواهد از کسی که نیکی کرده سپاسگزاری کند. این خودش مسئلهای است. وقتی که اصالت ارزشهای انسان پیدا شد، آن وقت مسئله خود انسان به میان میآید. فقط اشاره میکنم:.
این انسانی که در او چنین اصالتهایی وجود دارد، آیا واقعاً تار و پودش همان است که ماتریالیسم میگوید؛ یک ماشین است؟ یک آپولوست؟ ماشین هر اندازه بزرگ باشد، فقط عظیم است. اگر ماشینی هزار برابر آپولو هم ساخته بشود، دربارهاش چه باید بگوییم؟ باید بگوییم: عظیم، شگفتانگیز، فوق العاده. اما آیا میتوانیم بگوییم شریف؟ نه. میتوانیم بگوییم مقدس؟ نه. اگر یک میلیارد برابر آپولوی فعلی هم باشد و میلیاردها رشته و قطعات منظم داشته باشد، باز یک موجودیت عظیم، شگفتانگیز، حیرتآور و فوق العاده است. هرگز ممکن نیست به این پایه برسد که به آن بگوییم شریف، مقدس، دارای حیثیت ذاتی. اعلامیه حقوق بشر و همچنین فیلسوفان کمونیست، اینهایی که طرفدار اصالت انسان به شکلهای مختلف هستند، چگونه میتوانند دم از حیثیت و تقدس بشر بزنند بدون اینکه در وجود بشر نَفَخْتُ فیهِ مِنْ روحی را سراغ بدهند؟ وقتی که این اصالت ارزشها برایشان مشخص شد، اصالت خود انسان برایشان مشخص میشود. حالا آمدیم به اصالت خود انسان هم رسیدیم. یک سؤال دیگر را هم باید بهطور مختصر عرض کنم:
رابطه اصالت انسان با خدا
از اصالت ارزشهای انسان، رسیدیم به اصالت خود انسان (نَفَخْتُ فیهِ مِنْ روحی). آیا فقط همین انسان است در این جهانی که در میان یک بینهایت ظلمت است؟ و به قول یک اروپایی در میان یک اقیانوس زهر، تنها این آقا تصادفاً یک قطره شیرین به وجود آمده؟ یا نه، این قطره شیرین نماینده اقیانوس شیرین است، این ذره نور نماینده جهان نور است؟ اینجاست که رابطه اصالت انسان با خدا روشن میشود؛ یعنی اصلًا ایندو از هم تفکیک پذیر نیستند. اللَّهُ نورُ السَّمواتِ وَ الْارْضِ [١]. اگر گفتید
[١] نور/ ٣٥.