مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٦٤ - ٥ مسئولیت و تکلیف
درست است و هم نادرست؛ یعنی به عنوان جزئی از انسانیت انسان، درست است ولی به عنوان اینکه تمام معیار انسانیت باشد، درست نیست. از نظر اسلام همانطور که محبت انسانها نسبت به یکدیگر تشویق و ترغیب و تقدیس و به آن دعوت شده است و همانطور که تسلط انسان بر نفس خود تقدیس و به آن دعوت شده است، حریت و آزادی هم تقدیس شده است.
اسلام عجیب است! در همه این موارد حرفش را گفته است. در نهج البلاغه در وصیتنامهای که علی علیه السلام به فرزندشان امام حسن علیه السلام نوشتهاند، آمده است: اکرِمْ نَفْسَک عَنْ کلِّ دَنِیةٍ خودت را، جان خویش را از هر کار پستی برتر بدار؛ تن به کار پست مده که جان تو بالاتر از کارهای پست است. فَانَّک لَنْ تَعْتاضَ مِمّا تَبْذُلُ مِنْ نَفْسِک عِوَضاً به جای آنچه که از جان خودت در مقابل شهوات میپردازی، چیزی دریافت نمیکنی. آنچه که از شرف خودت، از جان خویش در ازای یک میل و شهوت میپردازی، عوض ندارد. تا آنجا که میفرماید: وَ لا تَکنْ عَبْدَ غَیرِک وَ قَدْ جَعَلَک اللَّهُ حُرّاً [١] هرگز خودت را بنده دیگری مساز که خدا تو را آزاد آفریده است.
نمیخواهد بگوید که خدا تنها تو پسر من را که امام حسن هستی، آزاد آفریده بلکه تو به عنوان یک انسان را میگوید، چون مسئله خلقت است. این هم- که معیار انسانیت آزادی است- نظریهای است، چنانکه در مکتب اگزیستانسیالیسم در مورد معیار انسانیت، بیشتر روی مسئله آزادی تکیه شده است.
٥. مسئولیت و تکلیف
. معیار دیگر برای انسانیت، مسئولیت و تکلیف است که البته این بیشتر از کانت شروع شده، بعد هم در زمان ما روی آن خیلی تکیه کردهاند. میگویند انسان آن کسی است که احساس تکلیف کند، در مقابل انسانهای دیگر احساس مسئولیت کند (این غیر از محبت است، اشتباه نشود)، احساس کند که مسئول جامعه خویش است و حتی مسئول خودش است، مسئول عائله خودش است. مسئله مسئولیت در زمان ما دامنه وسیعی پیدا کرده است، خیلی هم روی آن تکیه میشود، ولی بحث است که ریشههای مسئولیت چیست؟ آزادی هم همینطور است. از کجا میشود اینها را
[١] نهج البلاغه فیض الاسلام، نامه ٣١.