مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٩٤ - تفسیر انحرافی
میدهد و فریاد میکشد: «هَلْ مِنْ مُبارز؟» مسلمانان که سابقه این مرد را میدانستند، احدی جرأت نمیکند پا به میدان بگذارد چون میدانستند رفتن همان و کشته شدن همان. رسول اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: چه کسی به میدان این مرد میرود؟ احدی از جا تکان نخورد جز جوانی بیست و چند ساله که علی علیه السلام بود، فرمود: یا رسول اللَّه! من. فرمود: نه، بنشین. بار دیگر این مرد فریاد کشید: «هَلْ مِنْ مُبارزٍ؟» احدی جز علی علیه السلام از جا تکان نخورد. پیغمبر فرمود: علی جان فعلًا بنشین. دفعه سوم یا چهارم که مبارز طلبید، عمر بن خطّاب برای اینکه عذر مسلمانان را بخواهد گفت: یا رسولَ اللَّه! اگر کسی جواب نمیگوید عذرش خواسته است. این شخص غولی نیست که کسی بتواند با او برابری کند. یک وقت در سفری، دزد به قافله ما حمله کرد، او یک کره شتر را به عنوان سپر روی دستش بلند کرد. با این غول که یک انسان نمیتواند بجنگد. بالأخره علی علیه السلام میآید و چنین قهرمانی را به خاک میافکند، یعنی بزرگترین قهرمانیها، و روی سینه او مینشیند. میخواست سر این قهرمان را از بدن جدا کند.
او خدو انداخت بر روی علی | افتخار هر نبی و هر ولی | |