مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٨٤ - طالب علم، مهاجر الی اللَّه
میبرد، گفت: من طاقت ندارم این دردها را تحمل کنم. به زحمت از جا حرکت کرد و سر شمشیرش را گذاشت روی قلبش و یک فشار داد، خودکشی هم کرد. تازه فهمیدند که چرا پیغمبر اعتنایی نکرد؛ چون جهاد باید جهاد فی سبیل اللَّه باشد، هجرت باید هجرت فی سبیل اللَّه باشد؛ یعنی در هجرت، مسافرت ظاهری با سلوک الی اللَّه هر دو توأم باشد؛ هجرت کننده، هم مهاجر باشد و هم عارف سالک. هر دو را اسلام با هم میخواهد.
این آیه هر دو را با یکدیگر ذکر میکند: وَ مَنْ یخْرُجْ مِنْ بَیتِهِ مُهاجِراً الَی اللَّهِ وَ رَسولِهِ یعنی در آنِ واحد دو هجرت بکند: هجرت جسمی و هجرت روحی. جسمش از شهری به شهر دیگری منتقل بشود و روحش از مرحله انانیت و منیت به مرحله اخلاص ترقی کند و بالا برود. اینچنین مهاجری را قرآن میگوید: فَقَدْ وَقَعَ اجْرُهُ عَلَی اللَّهِ (یک تعبیر خیلی عالی است) اجر او را دیگر از خدا بخواهید؛ عهدهدار اجر او خداست. این تعبیر که عهدهدار اجر او خداست، یعنی مطلب بالاتر از این حرفهاست که بتوانید تصور کنید اجر چنین مهاجری چه خواهد بود.
طالب علم، مهاجر الی اللَّه
در تفسیر این آیه کریمه، تعمیمی دادهاند (شاید هم حدیث داشته باشد، الآن یادم نیست) که این تعمیم خیلی بجا و مناسب است و بعید نیست که درست باشد (اگر حدیثی باشد که دیگر قطعاً خواهیم گفت همینطور است) و آن اینکه این آیه شامل یک گروه دیگر هم میشود و آن گروه، طالبان علم هستند، طالبان علمی که از شهر و وطن خودشان به شهر دیگری هجرت میکنند برای اینکه علم و معارف اسلامی بیاموزند. هدفشان از این آموزش چیست؟ آیا نام است؟ نه. شهرت است؟ نه.
افتخار است؟ نه. بالادست دیگران بنشینند؟ نه. دستشان را ببوسند؟ نه. وجوهات به آنها بدهند؟ نه. بلکه هدفشان فقط و فقط ازدیاد ایمان خودشان و بعد ارشاد و هدایت مردم است. چنین افرادی مهاجرند؛ این غریبانی که از وطنها و شهرهای خودشان دور شدهاند برای آموزش علم و دانش، و هدفشان از آموزش علم و دانش رفع نیازهای اسلامی است و کارشان برای خداست.
حتی لزومی ندارد که چنین انسانی فقط برای آموزش معارف خاص اسلامی رفته باشد که عقاید اسلامی، تفسیر، احکام اسلامی و ... بیاموزد. اگر کسی یک رشته