مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٨١ - برداشت غلط برخی متصوّفه
فیها [١]. گروهی هستند که وقتی فرشتگان الهی برای قبض روح اینها میآیند، وضع اینها و به اصطلاح امروز پرونده اینها را خیلی خراب میبینند. به اینها میگویند: شما در چه وضعی بسر میبرید؟ چرا اینچنین؟! چرا اینقدر سیاه و تاریک؟! آنها از این عذرهایی که در دنیا برای انسانها ذکر میکنند و به خیال خودشان عذر است میآورند: کنّا مُسْتَضْعَفینَ فِی الْارْضِ ما یک مردم بیچاره دست نارسی بودیم، در یک گوشه زمین افتاده بودیم. ما که دستمان به علم نمیرسید، به عالم نمیرسید، به معلم نمیرسید. ما چه میدانستیم اسلام چیست، حقیقت چیست. کسی به ما چیزی نمیگفت. ما یک جایی بودیم که دستمان به چیزی نمیرسید. محیط ما فاسد بود، مساعد نبود. آیا فرشتگان این عذر را قبول میکنند و میگویند بسیار خوب، پس شما معذورید، خدا هم شما را عذاب نخواهد کرد؟ آیا میگویند اینکه محیط شما فاسد بوده تقصیر شما نبوده؟ نه، به آنها میگویند: قالوا الَمْ تَکنْ ارْضُ اللَّهِ واسِعَةً فَتُهاجِروا فیها آیا زمین خدا فراخ نبود؟ شما را بسته بودند به همین سرزمین و محیط فاسد؟ آیا همه جای دنیا مانند همین محیط شما بود؟ یا بود در دنیا جایی که اگر شما به آنجا هجرت و مسافرت و کوچ میکردید، محیط صددرصد مساعد بود؟ چرا این کار را نکردید؟ الَمْ تَکنْ ارْضُ اللَّهِ واسِعَةً فَتُهاجِروا فیها آیا زمین خدا فراخ نبود؟ آیا نمیتوانستید هجرت کنید؟ این محیط فاسد است، محیط دیگر؛ چرا به محیط دیگر نرفتید؟.
این است که در اسلام به طورکلی هجرت کردن یعنی خانه و لانه و زندگی را رها کردن، وطن را رها کردن و به جایی رفتن که در آنجا ایمان نجات پیدا کند، یک مسئله اساسی است و حکمش هم برای همیشه باقی است؛ منسوخ نشده و اختصاص به مهاجرین صدر اول ندارد.
برداشت غلط برخی متصوّفه
اما قرآن در این آیه مطلب را به شکلی ذکر کرده است که برای بعضی که به اصطلاح یک نوع تصوفهای افراطی دارند، حتی سوء تفاهم به وجود آورده، به این معنی که اصلًا آیه را بهطور دیگری معنی کردهاند. آیه میگوید: هرکس که از خانه خودش
[١] نساء/ ٩٧.