مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٦٨ - حدیثی از امام صادق علیه السلام
او مردی نبود که به دربار هارون الرشید برود. هارون الرشید خیلی آرزو داشت فضیل بن عیاض را ببیند ولی گفتند فضیل هرگز به دربار هارونی نمیآید. هارون گفت فضیل اگر نمیآید ما میرویم. یک وقت رفت به سراغ فضیل. هارون است، خلیفه مقتدری است که در دنیا کم پادشاهی آمده است که سِعه مُلکش به اندازه او باشد. یکی از مقتدرترین سلاطین دنیاست. مردی است فاسق و فاجر. مردی است که شبها را تا صبح به شرابخواری و به زدن و رقصیدن و این حرفها بسر برده است.
آمد در حضور فضیل، همین فضیل با چند جمله صحبت کردن [او را منقلب کرد.]
تمام کسانی که آنجا حاضر بودند گفتند دیدیم هارون در حضور فضیل کوچک و کوچک شد و اشکهای او مثل باران جاری شد. نصیحت و موعظهاش میکرد، گناهانش را یک یک برای او شمرد. یک چنین مردی است فضیل بن عیاض. او با این حالتی که در این دوره پیدا کرد که به این درجه از تقوا و معرفت رسید معاصر امام جعفر صادق علیه السلام است و زمان هارون یعنی زمان موسی بن جعفر علیه السلام را هم درک کرده است.
کتاب مصباح الشریعه کتابی است که این مرد مدعی است که من رفتم خدمت امام صادق و مسائلی از امام سؤال کردم و امام این جوابها را به من داد. بدیهی است مردی اینچنین عارف و بامعرفت و باتقوا و زاهد وقتی نزد امام صادق برود، خیلی فرق میکند با فلان ساربان که مثلًا مسئلهای از شکیات میخواهد بپرسد و نزد امام صادق میرود. قهراً سؤالات او در یک سطح بالاتر است و جوابهای امام هم از جوابهایی که به دیگران میدهد در یک سطح بالاتر است. طبعاً کتاب در یک سطح بالاتری قرار میگیرد. مثلًا امام صادق در این کتاب اسرار وضو و اسرار نماز را بیان میکند.
حدیثی از امام صادق علیه السلام
جملهای که محل شاهد من است در آن کتاب است و این جمله را شاید کم و بیش در کتابهای عرفانی دیده باشید. امام صادق به فضیل فرمود: یا فُضَیلُ الْعُبودِیةُ جَوْهَرَةٌ کنْهُهَا الرُّبوبِیةُ (خیلی جمله عجیبی است و از یک نظر جمله زنندهای هم هست.)
فضیل! آیا تو میدانی که عبودیت چیست؟ آیا میدانی عبودیت چه گوهری است؟
عبودیت گوهری است که ظاهرش عبودیت است و کنه و نهایت و باطنش، آخرین