مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٥٢ - بردگی مال و ثروت
در این زمینه چقدر سخنان خوب گفتهاند و متأسفانه امروز این بحثها کمتر گفته میشود، البته به یک جهاتی که چون مسائل دیگری مطرح است و انسان میخواهد درباره آنها بحث کند، بحثهای اخلاقی کمتر گفته میشود و حال آنکه اینها زیاد هم باید گفته شود.
علی علیه السلام میفرماید: الطَّمَعُ رِقٌّ مُؤَبَّدٌ [١] طمع، بردگی همیشگی است. یعنی از بردگی بدتر، طمع داشتن است؛ که باز هم در این زمینه مطالب و مسائل زیاد است.
بنابراین شما میتوانید بفهمید که غیر از بردگی تن یک بردگی دیگر هم هست، در عین اینکه تن انسان آزاد است. در آن مثلی که سعدی در مورد دو برادر توانگر و درویش گفت، آن برادر توانگر امکانات مادیاش فوق العاده بیشتر از آن برادر درویش است. تن او از تن این خیلی آزادتر است. تن این که بیچاره همیشه لگدکوب کارها و زحمتهاست. اما روح این از او آزادتر است. پس اینجا شما اجمالًا میتوانید بفهمید که نوعی بردگی دیگر هم هست که آن، بردگی تن نیست. نوعی آزادی دیگر هم هست که آزادی تن نیست.
بردگی مال و ثروت
از این یک درجه بالاتر بیایید. یک نوع دیگر بردگی و آزادی هست که مربوط به مال و ثروت است. تمام علمای اخلاق، بشر را از اینکه برده مال و بنده ثروت باشد برحذر داشتهاند، تحت همین عنوان کهای انسان! بنده و برده مال دنیا نباش. باز جملهای دارد علی علیه السلام، میفرماید: الدُّنْیا دارُ مَمَرٍّ لا دارُ مَقَرٍّ دنیا برای بشر گذشتنگاه است نه قرارگاه. بعد میفرماید: وَالنّاسُ فیها رَجُلانِ مردم در دنیا دو صنف میشوند:
رَجُلٌ باعَ نَفْسَهُ فیها فَأَوْبَقَها وَ رَجُلٌ ابْتاعَ نَفْسَهُ فَأَعْتَقَها [٢] مردم که در این بازار دنیا و گذشتنگاه دنیا میآیند دو دستهاند. بعضی میآیند خودشان را میفروشند، برده میکنند و میروند. بعضی دیگر میآیند خودشان را میخرند، آزاد میکنند و میروند.
بشر باز این را هم احساس میکند که نسبت به مال و ثروت دنیا دو حال
[١] نهج البلاغه فیض الاسلام، حکمت ١٧١، ص ١١٧٠.[٢] همان، حکمت ١٢٨، ص ١١٥٠.