مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٩٠ - اصول جهان بینی عرفانی
اما در عرفان عشق نقش اساسی را در خلقت بازی میکند.
مسئله دیگر، حیات و تسبیح عمومی موجودات و به تعبیر آنها سریان عشق در جمیع موجودات است. ذرهای در جهان نیست که از آنچه که آنها «عشق به حق» مینامند خالی باشد.
مسئله دیگر عدل و زیبایی و توازن کامل جهان است. البته این «جهان» که آنها میگویند، آن طوری که ما مغایر با ذات حق میبینیم، آنها نمیبینند، آن را به شکل دیگری معرفی میکنند که بعد عرض میکنم، ولی به هرحال جز جمال و زیبایی و جز عدل در جهان چیز دیگری حکمفرما نیست، یعنی عالم مظهر جمال و جلال حق است و نقص و نبایستنی در کار جهان وجود ندارد.
مسئله دیگر بازگشت اشیاء به حق است. اشیاء از همان مبدأ که به وجود آمدهاند، از همان جا که آمدهاند به همان جا باز میگردند، معاد در تعبیر عرفانی. در این زمینه، مولوی شعر خیلی خوبی دارد، میگوید:
جزءها را رویها سوی کل است | بلبلان را عشق با روی گل است | |