مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٨٤ - ج گدایی و دریوزگی
درویشی به معنی فقر را تبلیغ کرده و علاوه بر این، درویشی به معنی گدایی و دریوزگی را هم این جناب تبلیغ کرده است. اگر انسان جهان بینیاش آن باشد، ایدئولوژیاش هم بالاخره به همین جا منتهی میشود چون واقعاً اگر انسان بخواهد شرافت و حیثیت خود را از دست بدهد درآمد گدایی از خیلی درآمدها بیشتر است.
بعضی گداها به اندازه یک استاد دانشگاه درآمد دارند.
د. مدّاحی.
یکی دیگر از آن چیزهایی که در اشعار حافظ هست که به عقیده من معماترین عنصر در اشعار حافظ است مداحیهای حافظ است. شاید در همه دیوان حافظ چهل پنجاه تا مدح و یا بیشتر (من احصا نکردهام ولی احصا کردهاند) پیدا میشود و بعضی از این مدحها در حدی است که [اغراق شمرده میشود.] این هم از آن چیزهایی است که مفسران حافظ دربارهاش سکوت دارند چون از نظر آنها قابل توجیه نیست و واقعاً هم توجیهش خیلی مشکل است.
آقای انجوی شیرازی که دیوان حافظ را چاپ کردهاند و مقدمه خوبی هم بر آن نوشتهاند، در یک جا مدح حافظ را حمل میکنند به تقیه، که در آن زمان حکامی جابر و جبار بودند و حافظ برای اینکه این مقدار آزادی داشته باشد که غزلهایش را بگوید گاهی هم لقمهای جلوی آنها میانداخته که دهان آنها را ببندد.
بعضی دیگر گفتهاند دوستداران و علاقه مندان حافظ مایل نبودند که نوک قلم حافظ آلوده شود به مدح افرادی نظیر شاه شجاع و ابواسحاق اینجو (مخصوصاً شاه شجاع که یک آدم نااهلی بوده) و بعضی دیگر، ولی متأسفانه آلوده شده.
اما مسئله نوک قلم مطرح نیست. اگر مدایح حافظ توجیه نشود و اگر راه حلی برایش پیدا نشود نه تنها نوک قلم حافظ آلوده است، سر تا پای حافظ آلوده است.
حالا من یکی از آنها را برایتان میخوانم، از نوع مدحهایی است که علوم ادبی آنها را اغراق و مبالغه میداند در سرحدی که برای یک شاعر این گونه سخن گفتن را جایز نمیدانند. مثلًا ابن المعتز (یا شاعر دیگری) خطاب به یکی از خلفا و حکام زمان خودش میگوید:
ما شِئْتَ لا ما شاءَ تِ الْاقْدارُ | فَاحْکمْ، فَا نْتَ الْواحِدُ الْقَهّارُ | |