مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٣٩ - حافظ از نگاه دیوانش
است؛ چنین اعتقادی داشتند.
از تاریخ حافظ، هرچه که ما مطالعه کنیم، این مطلب روشن میشود که حافظ یک مردی بوده در زی علما و البته در عین اینکه یک عارف بوده (نزدیکانش او را به صورت یک عارف میشناختهاند اما نه به صورت یک درویش و صوفی حرفهای) بیشتر به عنوان یک عالم معروف بوده است. آن محمد گلندام هم وقتی میخواهد عذر بیاورد برای اینکه حافظ خودش فرصت نکرد و نخواست [دیوانش را جمع کند،] میگوید «اینقدر مشغول مطالعه کتب دواوین عرب و کشّاف و مفتاح و مصباح و ... بود که فرصت نداشت.» گویی کسی مرحوم میرزا محمد تقی شیرازی را وصف میکند. مرحوم میرزا محمد تقی شیرازی اعلی اللَّه مقامه، مجتهد و مرجع تقلید، از شعرای بسیار زبردست است، خواهرزاده قاآنی هم هست، خیلی هم خوب شعر میگوید، ولی خیلی کم شعر گفته؛ حالا کسی بگوید آقای آمیرزا محمد تقی دیوانشان را جمع کردهاند یا نه؟ آدم میگوید ایشان آنقدر مشغله داشت که دیگر نمیرسید بیاید دیوانش را جمع کند. درباره حافظ اینجور فکر میکردند که اینقدر مشغله علمی داشت که خودش دیگر نمیرسید بیاید شعرهایش را جمع کند.
پس چهره حافظ در تاریخ به این شکل منعکس است.
حافظ از نگاه دیوانش
اما بیاییم سراغ منبع دوم شناخت حافظ یعنی دیوان حافظ. در زمان ما بیشتر میخواهند حافظ را از روی دیوان و اشعار و گفته هایش بشناسند. این هم البته راه درستی است، خودش یک راه شناسایی است، ولی نظر به اینکه در میان همه شعرا- به نظر من اعم از فارسی و عربی، و شاید ابن فارض هم مثل حافظ نباشد- هیچ کس مثل حافظ اینجور نیست که در شعرش یک دوگانگی ظاهری مشهود باشد، [لذا شناخت حافظ از راه دیوانش خالی از دشواری نیست.] در بعضی از اشعارش یک حالت لاابالیگری و فسق و فجور و پشت پا زدن به همه سنن و مقدسات، و دم غنیمت شمردن و بیاعتنا به همه چیز بودن منعکس است، و از آن طرف هم اشعاری دارد که بدون هیچ گونه توجیه و تأویلی مخّ عرفان و مخّ اخلاق است و نقیض اینها، یعنی درست نهی اینها. یک چنین دوگانگی در اشعار حافظ مشهود است، و همین جهت سبب شده که حافظ در زمان ما به شکلی درآمده است که احدی نظیر ندارد؛