مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٠٣ - اجمال نظر اگزیستانسیالیسم
بگو «دم ما» و اساساً دیگر منی در کار نباشد. شتر بیچاره هم باور کرد. مدتی با هم زندگی اشتراکی کردند تا اینکه حادثهای پیش آمد: روباه چند روزی شکاری گیرش نیامد. یک روز در حالی که عصبانی و ناراحت بود، به خانه اشتراکی آمد ولی به اصطلاح روده کوچکش داشت روده بزرگش را از گرسنگی میخورد.
چشمش به کرّه شتر افتاد. او را به گوشهای برد و درید و شکمی از عزا درآورد. شتر که برگشت، سراغ بچهاش را گرفت. روباه اظهار بیاطلاعی کرد و گفت: نمیدانم.
شتر دنبال بچهاش گشت تا لاشهاش را پیدا کرد. بی تاب شد و به سرش میزد که چه کسی بچه من را چنین کرده است. تا شتر گفت «بچه من»، روباه گفت: تو هنوز تربیت نشدهای که میگویی «بچه من»؟! بگو «بچه ما»!.
وقتی «من» اینطور بخواهد تبدیل به «ما» بشود، شکل «روباه و شتر» را پیدا میکند.
پس این مکتب هم در مورد انسان کامل، مکتب کاملی نیست. در این مکتب فقط به یک ارزش، آنهم بهطور ناقص توجه شده است
اجمال نظر اگزیستانسیالیسم
مکتب دیگری را در آخر این جلسه بهطور خلاصه عرض میکنم و تفصیلش را در جلسه بعد بیان خواهم کرد.
این مکتب، امروز خیلی رایج است و میتوان گفت از نظر ارزشهای انسانی و از نظر خطوطی که برای انسان کامل ترسیم میکند، نقطه مقابل سوسیالیسم است. در مکتب سوسیالیسم بیشتر به جنبههای اجتماعی توجه شده است. از نظر سوسیالیسم، انسان آن وقت انسان کامل است که بین همه انسانها تساوی و برابری و وحدت برقرار باشد. مالکیت اشتراکی هم که میگویند، حاکی از توجه به جنبههای جمعی است.
در این مکتبی که میخواهم عرض کنم، به ارزشهایی توجه شده است که بیشتر جنبه فردی دارد نه جنبه اجتماعی، مانند آزادی اراده، آزادی اندیشه، حاکمیت و استقلال یک فرد نسبت به خود. بیشتر تکیه این مکتب روی این مسائل است.
میگوید: انسان کامل انسانی است که «منِ» او از هر جبری آزاد باشد، تحت تأثیر هیچ قدرتی نباشد، آزاد مطلق زندگی کند: ارادهاش آزاد باشد، اندیشهاش آزاد باشد. در واقع ملاک اساسی انسانیت در این مکتب «آزادی» است و اگر «آگاهی»