مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٩٧ - عدم انحصار عوامل « من ساز » در مالکیت
در فکر دیگران بود. پس معلوم میشود این فلسفه درست نیست که برای اینکه «من»، «ما» بشود باید مالکیت و اختصاص را از بین ببریم
عدم انحصار عوامل « من ساز » در مالکیت
از طرف دیگر آنچه که بشر میخواهد، همه از قبیل امور اقتصادی نیست تا وقتی مالکیت را اشتراکی کردیم یکدفعه «من» تبدیل به «ما» شود. یک قسمت از موهبتهای زندگی امور اقتصادی است که مسئله مالکیت در آنجا مطرح است.
قسمتهای زیاد دیگری داریم که مربوط به امور اقتصادی و مالکیت نیست، مثل پست یا زن. پست و زن دو چیزی هستند که ارزش ایندو برای بشر از امور اقتصادی اگر بیشتر نباشد کمتر نیست. گاهی میشود که انسان حاضر است پول و ثروت و هرچه را دارد در راه یک زن خرج کند و یا پول و ثروتش را برای به دست آوردن یک مقام بسیار عالی اجتماعی که در آن شهرت دنیایی هست خرج کند.
اینها را چه میکنید؟ آیا میشود همه زنها را روی هم ریخت و از آنها یک عده زن قالبی ساخت که همه مساوی و مانند یکدیگر باشند؟ اگر مسئله اشتراک جنسی نیست- که الآن هم در هیچ کشور کمونیستی نیست- بالاخره در خانه یکی، زن خوشگل و در خانه دیگری زن بدگل وجود دارد. این مسئله باز «من ساز» است.
مقامها چطور؟ اگر فرض کنیم- که تازه این یک فرض است و حقیقت ندارد- آن کسی که در رأس یک کشور سوسیالیستی قرار گرفته است، از نظر تغذیه و لباس و مرکوب با بقیه مردم یکسان است، مثلًا نخست وزیر فلان کشور سوسیالیستی از نظر استفاده از مواهب اقتصادی با فلان کارگری که در فلان کارخانه یا مزرعه کار میکند در یک حد هستند و از نظر غذا و آسایش و خواب و لباس و اتومبیل یک جور هستند و اگر فرض کنیم نخست وزیر چین از رئیس جمهور آمریکا هدیهای قبول نمیکند و به آن هدیه افتخار هم نمیکند؛ با فرض همه اینها آیا او که در پست نخست وزیری زندگی میکند و هر روز صدهاهزار عکس از او در روزنامهها منتشر میشود و روزی صدها بار اسم او در رادیوهای دنیا برده میشود و بارها فیلم او را در تلویزیون میبینند، با آن کارگر فراموش شده در ته کارخانه یک جور از مواهب برخوردارند؟ نه، اینطور نیست. بالاخره آن مقام از مواهب این پست استفاده میکند نه دیگری. نمیشود اینها را به حالت اشتراکی درآورد؛ نمیشود پست آن کارگر را با پست آن نخست وزیر روی هم بریزند و بین آنها