مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٩٦ - اصلاح درون، راه رهایی از « من » بودن
حتماً در ادبیات، «مضاف» و «مضاف الیه» را خواندهاید [١]. مکتب سوسیالیسم توجهش به «مضاف» هاست، میگوید: این مضافها وقتی همراه «من» میآید، مثلًا «خانه من» و «پول من» و «لباس من» میشود، «من» را «من» میکند. مضافها را بردارید، چون وقتی مضافها اختصاصی شد، «من ساز» است [٢] ولی این مکتب میگوید: مضافهای «من» کاری نمیکند، مضاف الیههای «من» کار میکند. میگوید: «منِ» چه؟ یعنی این «من» به چه تعلق دارد؟ اگر «من» به امور فردی و محدود تعلق داشته باشد «من»، «من» میشود [و اگر «من» به امور جمعی و نامحدود تعلق داشته باشد «من» «ما» میشود. به عبارت دیگر] وقتی که روح به امور فردی تعلق داشته باشد یعنی اموری که یا باید مال من باشد یا مال شما تبدیل به «من» میشود؛ ولی وقتی که روح به امور جمعی مثل ایده، ایمان و خدا تعلق داشته باشد، تبدیل به «ما» میشود. طرفداران این مکتب میگویند: ما انسانهایی را میبینیم که اشیاء زیادی به آنها تعلق پیدا کرده ولی «من» آنها «من» باقی نمانده و «ما» شده است. وقتی هیچ چیزی به آنها تعلق نداشته، «من» آنها «ما» بوده و وقتی هم همه چیز را داشتهاند «من» آنها «ما» بوده است، چون روح و روانشان به اشیاء تعلق نداشته است.
علی علیه السلام در زندگی چنین بود. او یک زندگی پرنوسانی داشت. روزی را گذرانده است که نان او به همان مقداری که شب با همسر و فرزندانش بخورند منحصر بوده است و وقتی آن را انفاق کرد، دیگر چیزی در خانه نداشت. ایامی هم بر علی علیه السلام گذشت که در رأس بزرگترین کشور آن روز دنیا بود، مالک الرقاب مردم بود و بیت المال عظیمی در اختیارش بود، وسایل برای هر نوع تنعمی که بخواهد و هرگونه که بخواهد «من» را اشباع کند فراهم بود. ولی نه آن روزی که چیزی به او تعلق نداشت و نه آن روزی که بیش از همه مردم اشیاء در اختیارش بودند، هیچ وقت «من» او «من» نبود، همیشه «ما» بود. همیشه خودش را فراموش میداشت و
[١] وقتی یک شیء را به شیء دیگری نسبت میدهید و مثلًا میگویید: عبای من، عبا را «مضاف» و من را «مضاف الیه» میگویند.[٢] میدانید که اینها در اصل، هم در قدیم الایام و هم در دوره جدید، اصل اشتراک را در مورد خانواده هم گفتند ولی به مشکل برخورد کردند. حتی در ابتدای انقلاب کمونیستی در شوروی، مسئله اشتراک در زن هم پیشنهاد شد ولی بعد در سال ١٩٣٦ این را بکلی حذف کردند. در اینجا هم مسئله «من» و «ما» میآید ولی دیدند عملی نیست.