مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٧١ - قدرت روحی
اشکال دوم
اشتباه دوم این مکتب- که از اشتباه اول اگر بزرگتر نباشد، کوچکتر نیست- اشتباه در خود «قدرت» است. نه تنها کمالها و ارزشهای دیگر در این مکتب نادیده گرفته شده است، بلکه این مکتب علی رغم ادعایی که میکند که طرفدار قدرت است، خود قدرت را هم خوب نشناخته است. این مکتب، یک درجه از درجات قدرت را شناخته است که همان قدرت حیوانی باشد. قدرت حیوانی عبارت است از همان زوری که در عضلات حیوان است. همه قدرتهای حیوان قدرت عضلانی است، قدرتهایی که در عضلات حیوان وجود دارد، و همه خواستههای حیوان خواستههای نفسانی است. اهمیت بشر در این است که در انسان مبدأ قدرتی غیر از قدرت عضلانی وجود دارد؛ یعنی فرضاً اگر مکتب ما مکتب قدرت باشد نتیجه، آن نیست که آقای نیچه گرفته است که: انسان باید تابع قدرت باشد، کوشش کنید قدرت به دست بیاورید، حال که قدرت به دست آوردید بر سر هرکسی که ضعیف است بزنید، نفس را بپرورید و مخالفت با نفس نکنید و هرچه میتوانید از تمتعات مادی دنیا بهرهمند شوید؛ نه، نتیجه خود قدرت هم اینها نیست
قدرت روحی
اینجا من با معیارهای اسلامی مطلبی را برایتان عرض میکنم و از یک داستان از حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله شروع میکنم.
در کتب حدیث آمده است که رسول اکرم صلی الله علیه و آله هنگامی که در مدینه از مکانی عبور میکردند، جمعی از جوانان مسلمان را دیدند در حالی که سنگی را به علامت وزنه برداری و آزمایش زور برمیداشتند و با این قلوه سنگ بزرگ زورآزمایی میکردند (مثل اینهایی که امروز وزنه برمیدارند). یکی، یک مقدار از زمین بلند میکرد و دیگری اندکی بیشتر و ... هرکس تلاش میکرد که سنگ را بالاتر ببرد.
پیغمبر اکرم آنجا ایستادند و فرمودند: آیا دلتان میخواهد که من داور این مسابقه باشم؟ همه خوشحال شدند و گفتند: چه از این بهتر، یا رسولَ اللَّه! شما داور مسابقه باشید و حکم کنید که کدام یک از ما قویتر و زورمندتریم. فرمود: بسیار خوب، من داور میشوم. احتیاج ندارد که سنگ را بردارید! هنوز سنگ را برنداشتهاید، من معیاری به دست شما میدهم که کدام یک از شما قویتر هستید. پرسیدند: کدام یک