مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٤٠ - « من » واقعی انسان
خودی در کار است، کمتر [١] توجه شده است.
« من » واقعی انسان
نکتهای در اینجا هست که در فلسفه جدید هم به صورت دیگری مطرح است و آن اینکه «من» واقعی انسان کیست و چیست؟ فلاسفه نظر خاصی دارند. نظرشان این است که «من» هرکس همان روان و روح اوست، همان است که انسان آن را تشخیص میدهد. «من» را که انسان احساس میکند، یعنی همان روح او؛ وقتی به انسان میگویند «من» کیست؟ میگوید «من» یعنی روحم.
روان شناسی امروز لااقل به این حد از مطلب رسیده است که مقداری از خودت را که تو احساس میکنی، یک قسمت از «من» توست. قسمت بیشتر از «من» تو، «من» ناآگاه توست که تو خودت از وجود او آگاه نیستی، یعنی در شعور ظاهر تو وجود ندارد. عرفا در اینجا اعجاز کردهاند و چند درجه از روانکاوهای امروز هم دقیقتر رفتهاند و صریحاً با فلاسفه مخالفت کرده، گفتهاند: فلاسفه اشتباه کردهاند که گفتهاند «من» انسان همان روح انسان است؛ «من» خیلی دقیقتر و عمیقتر است از آنچه که فلاسفه آن را روح انسان میدانند. به قول شبستری:
من و تو برتر از جان و تن آمد | که جان و تن ز اجزای من آمد | |