مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٢٩ - درجه دوم خودخواهی
انسان هم سه قسم است:
١. اخلاق، یعنی بالاتر از حد حیوان.
٢. ضد اخلاق، یعنی پایینتر از حیوان.
٣. «نه اخلاق»، یعنی اخلاق نیست ولی ضد اخلاق هم نیست. «نه اخلاق و نه ضد اخلاق» یعنی یک کار عادی در حد حیوان.
حال اگر شما یک آدمی را در دنیا پیدا کنید- و اینطور آدمها زیاد هستند- که درست خصلت کبوتر و یا گوسفند را دارد، یعنی فقط در فکر خودش است و بس، از صبح که بلند میشود همه فعالیتش برای این است که شکم خود را سیر کند و شب هم بخوابد، چنین آدمی در حد حیوان است. کار او در این حد، اخلاق نیست ولی ضد اخلاق هم نیست
درجه دوم خودخواهی
اما یک وقت در مسئله «خود»، مسئله این نیست که انسان به فکر زندگی خود است؛ مسئله این است که دچار نوعی بیماری روانی است و در واقع آن مقام انسانیاش در خدمت حیوانیتش قرار میگیرد. بعد میبینید «به خودکش» [١] میشود، نه فقط به اندازهای که بخواهد زندگی کند [بلکه هدفش بیشتر جمع کردن است.] کبوتر دانه جمع میکند برای اینکه سیر شود و این یک امر طبیعی و عادی است. اسب میچرد برای اینکه سیر شود، این هم یک امر عادی است. اگر یک بشر بخواهد در این حد باشد عادی است، یعنی یک حیوان است. اما یک وقت بشر گرفتار آز و حرص میشود. اینجا دیگر صحبت این نیست که میخواهد برای زندگی خود فعالیت کند، بلکه فقط برای اینکه جمع کند فعالیت میکند و هرچه هم جمع میکند باز میخواهد بیشتر و بیشتر جمع کند و جمع کردن او حدی ندارد. اسم این حالت «آز» است. چنین آدمی آنجا که میخواهد بدهد، ببخشد و یا احسان کند دچار «بخل» است (این بیماری دیگری است)، دچار «امساک» است و به تعبیر پیغمبر اکرم «شُحّ مطاع» [٢] دارد، یک حالت روانی دارد که آن حالت روانی حاکم بر
[١] [یعنی همه چیز را برای خود میخواهد.][٢] تعبیر «شُحّ» از قرآن است: وَ مَنْ یوقَ شُحَّ نَفْسِهِ (حشر/ ٩).