مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٠٨ - ٢ درون گرایی مطلق
استدلال و تعقل نهایت احترام را قائل است. این است که در دورههای اسلامی و بالخصوص در دورههای متأخر گروهی پیدا شدند که برای دل و عقل، هر دو [احترام قائل شدند.] شیخ شهاب الدین سهروردی (شیخ اشراق) تقریباً راهش همین است و صدرالمتألهین شیرازی از او بیشتر میخواهد راه عقل و راه دل، هر دو را به پیروی از قرآن محترم بشمارد؛ نمیخواهد مثل بوعلی مثلًا راه دل را تحقیر کند [١] و نمیخواهد مانند بعضی از عرفا و متصوّفه راه عقل را تحقیر کند، میخواهد هر دو راه را محترم بشمارد.
پس آن جنبههایی که علم و عقل در عرفان یا لااقل در سخنان بعضی از عرفا تحقیر میشود، مورد تأیید اسلام نیست. انسان کامل قرآن انسانی است که کمال عقلی هم پیدا کرده است، کمال عقلی هم جزء کمالات اوست.
٢. درون گرایی مطلق
. مسئله دیگری که در انسان کامل عرفان وجود دارد و اسلام آن را تأیید نمیکند، این است که در عرفان فقط درون گرایی مطرح است، یعنی برون گرایی خیلی تحت الشعاع قرار گرفته است؛ جنبه فردی در آن زیاد است و جنبه اجتماعی محو شده یا بگوییم کمرنگ شده است. انسان کامل عرفان انسان اجتماعی نیست، انسانی است که فقط سر در گریبان خودش دارد و بس. ولی اسلام ضمن آنکه همه آنچه را که در مورد دل و عشق و سیر و سلوک و علم افاضی و علم معنوی و تهذیب نفس گفته میشود تأیید میکند، انسان کاملش انسان جامع است، برون گرا هم هست، جامعه گرا هم هست، همیشه سر در گریبان خودش فرو نبرده است؛ اگر شب سر در گریبان خود فرو میبرد و دنیا و مافیها را فراموش میکند، روز در متن جامعه قرار گرفته است. چنانکه گفتیم، درباره اصحاب حضرت حجت (عجّل اللَّه تعالی فرجه)- که نمونههایی از مسلمان کامل هستند- مکرر در مکرر در اخبار آمده است که: رُهْبانٌ بِاللَّیلِ لُیوثٌ بِالنَّهارِ اگر در شب سراغشان بروی، گویی سراغ یک عده راهب رفتهای، سراغ عدهای رفتهای که در دامنه یک کوه در غاری زندگی میکنند و جز عبادت چیز دیگری سرشان نمیشود. ولی در روز، شیران نرند. آنها راهبان شب
[١] البته بوعلی در اواخر، از این نظر خودش برگشت.