مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨٨ - دو اشکال وارد بر مکتب عقلیون
که به معدن یا آب گرایشی هم دارد. ممکن است انسان چیزی را بشناسد که از آن بسیار تنفر دارد. احیاناً در سیاستها دشمن، دشمن خود را از خودش بهتر میشناسد.
مثلًا ممکن است افرادی که در اسرائیل عرب شناس و مسلمان شناس و حتی به یک معنا اسلام شناس باشند، از تعداد این گونه افراد در بین خود مسلمانان بیشتر باشند.
مسلّم است که در اسرائیل مصرشناس، سوریه شناس یا الجزایرشناس خیلی بیشتر از ایران وجود دارد. اصلًا در ایران شاید مصرشناس واقعی یک نفر هم نداشته باشیم، ولی آنها صدها نفر دارند. در مصر هم اسرائیل شناس خیلی زیاد دارند. ولی آیا معنی اینکه اسرائیل مصر را میشناسد این است که نسبت به آن گرایش دارد؟ یا معنی اینکه مصر اسرائیل را میشناسد این است که نسبت به آن گرایش دارد؟ اتفاقاً برعکس است، چون اینها از یکدیگر تنفر دارند.
علمای مسلمین میگویند: دلیل آنکه ایمانِ اسلام فقط شناخت نیست- آنچنان که فلاسفه ادعا میکنند- این است که قرآن بهترین نمونههای کافر را از بهترین شناسندهها آورده است؛ عالیترین شناسندهها را معرفی کرده که خدا را در حد اعلی میشناسد، پیغمبرها را در حد اعلی میشناسد، حجتهای خدا را در حد اعلی میشناسد و معاد را هم در حد اعلی میشناسد، اما کافر است و مسلمان نیست. او کیست؟ شیطان! آیا شیطان، خدا را درک میکند و خداشناس است یا ضد خدا و ماتریالیست است و خدا را قبول ندارد؟ شیطان خیلی بیشتر از ما و شما خدا را میشناسد، چندین هزارسال هم خدا را عبادت کرده است. قرآن به ما میگوید: به ملائکه ایمان بیاورید. آیا شیطان ملائکه را میشناسد یا نه؟ سالها بلکه هزارها سال با ملائکه هم صف بوده و در یک کلاس کار میکردهاند. از من و شما، جبرئیل را بهتر میشناسد. پیغمبران را چطور؟ آیا پیغمبران را میشناسد و میداند که اینها پیغمبرند یا نه؟ همه را از ما بهتر میشناسد. معاد را چطور؟ خودش همیشه با خدا راجع به قیامت صحبت میکند، معاد را هم کاملًا میشناسد. ولی در عین حال چرا قرآن شیطان را کافر میخواند؟ میفرماید: وَ کانَ مِنَ الْکافِرینَ [١]. اگر ایمان- آنچنان که فلاسفه گفتهاند- فقط شناخت میبود، شیطان باید اولین مؤمن باشد. ولی شیطان، مؤمن نیست چون او شناسنده جاحد است؛ یعنی میشناسد ولی در عین حال عناد
[١] ص/ ٧٤