مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨٦ - دو اشکال وارد بر مکتب عقلیون
احادیث ما آنقدر برای عقل اصالت و اهمیت قائل شدهاند که وقتی شما کتابهای حدیث را باز کنید اولین بابی که میبینید «کتاب العقل» است. مثلًا اگر سراغ اصول کافی بروید [١] اولین بابی که با باز کردن این کتاب میبینید، کتاب العقل است. در این کتاب العقل، احادیث شیعه از اول تا به آخر به حمایت از عقل برخاسته است.
موسی بن جعفر (سلام اللَّه علیه) تعبیری فوق العاده عجیب دارد، میفرماید [٢]:
خدا دو حجت دارد، دو پیغمبر دارد: یک پیغمبر درونی که عقل انسان است و یک پیغمبر بیرونی که همان پیغمبرانی هستند که انسانند و مردم را دعوت کردهاند. خدا دارای دو حجت است و این دو حجت مکمّل یکدیگر هستند؛ یعنی اگر عقل باشد و انبیا نباشند، بشر به تنهایی راه سعادت خود را نمیتواند طی کند و اگر انبیا باشند و عقل نباشد، باز انسان راه سعادت خود را نمیپیماید. عقل و نبی هردو با یکدیگر یک کار را انجام میدهند. دیگر از این بالاتر در حمایت عقل نمیشود گفت.
تعبیراتی از این قبیل زیاد داریم: «خواب عاقل از عبادت جاهل بالاتر است»، «خوردن عاقل از روزه گرفتن جاهل بالاتر است»، «سکوت و سکون عاقل از حرکت کردن جاهل بالاتر است» و «خدا هیچ پیغمبری را مبعوث نکرد مگر آنکه اول عقل آن پیغمبر را به حد کمال رساند، به طوری که عقل او از عقل همه امتش کاملتر بود». ما حضرت رسول صلی الله علیه و آله را «عقل کل» مینامیم. این با ذوق مسیحیت هرگز جور در نمیآید، چون اصلًا در مسیحیت عقل با دین دو حساب جداگانه دارند. ولی ما پیغمبر را «عقل کل» مینامیم و میدانیم.
بنابراین، مسئله اصالت عقل در شناخت، و حجّیت آن به این معنا که عقل میتواند به معرفت راستین دست یابد- که یک بخش از نظر حکماست- قطعاً تا اینجا مورد تأیید اسلام است
دو اشکال وارد بر مکتب عقلیون
از نظر فلاسفه، جوهر انسان فقط عقل اوست، باقی همه طفیلیاند، همه ابزار و وسیله هستند. اگر بدن داده شده، ابزاری برای عقل است؛ اگر چشم و گوش داده
[١] اصول کافی تمام ابواب حدیثی ما را دارد.[٢] اصول کافی، کتاب العقل و الجهل، روایت ١٠