مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧١ - آیا زندگی تنازع بقاست؟
جنگ و تنازع است، حرف درستی نیست.
مطلبی میخواهم بگویم [که شاید برای برخی ناراحت کننده باشد، چون] بعضی از جوانان از شنیدن چیزی که برخلاف میلشان باشد ناراحت میشوند.
جملهای به امام حسین علیه السلام منسوب شده است که نه معنایش درست است و نه در هیچ کتابی گفته شده که این جمله از امام حسین علیه السلام است و چهل، پنجاه سال هم بیشتر نیست که در دهانها افتاده است. میگویند امام حسین علیه السلام فرموده است:
انَّ الْحَیاةَ عَقیدَةٌ وَ جِهادٌ حیات یعنی داشتن یک عقیده و در راه آن عقیده جهاد کردن.
نه، این با فکر فرنگیها جور در میآید که میگویند انسان باید یک عقیدهای داشته باشد و در راه آن عقیده بجنگد. قرآن از «حق» سخن به میان میآورد. حیات از نظر قرآن یعنی حق پرستی و جهاد در راه حق، نه عقیده و جهاد در راه عقیده. عقیده ممکن است حق باشد و ممکن است باطل باشد. «عقیده» انعقاد است. هزاران انعقاد در ذهن انسان پیدا میشود. این، مکتب دیگری [غیر از اسلام] است که میگوید انسان باید بالاخره یک عقیده و آرمان و ایدهای داشته باشد و باید در راه آن آرمان هم جهاد و کوشش کند. حال آن عقیده چیست؟ میگویند هرچه میخواهد باشد.
قرآن حرفهایش خیلی حساب شده است؛ همیشه میگوید حق و جهاد در راه حق، نمیگوید عقیده و جهاد در راه عقیده. میگوید اول عقیدهات را باید اصلاح کنی.
بسا هست که اولین جهاد تو جهاد با خود عقیدهات است. اول باید با عقیدهات جهاد کنی و عقیده درست و صحیح و حق را به دست بیاوری. بعد که حق را کشف کردی، باید در راه حق جهاد کنی [١] به هر حال این حرفها که اساساً انسان کامل مساوی است با انسان قدرتمند و زورمند، پایهاش روی همان اصل تنازع بقاست که در فلسفه داروین روی آن تکیه کرده و گفتهاند که حیات تنازع بقاست و حیوانات همیشه در حال تنازع بقا هستند.
میگوییم اگر حیوانات و غیر انسان هم اینچنین هستند، ما نمیتوانیم انسان را در این جهت همردیف حیوانات بدانیم و بگوییم حیات انسان هم جز جنگِ برای بقا نیست. آخر، معنی این حرف این است که تعاون بقا چیزی نیست. پس این صمیمیتها، وحدتها، تعاونها، همکاریها و محبتها در میان افراد بشر چیست؟
[١] [استاد در آخر جلسه نهم در این باره توضیح بیشتری میفرمایند.]