مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧٠ - آیا زندگی تنازع بقاست؟
است. و معتقد شدهاند که قرآن هم این مطلب را تأیید کرده است آنجا که میفرماید:
وَ لَوْ لا دَفْعُ اللَّهِ النّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَهُدِّمَتْ صَوامِعُ وَ بِیعٌ وَ صَلَواتٌ وَ مَساجِدُ یذْکرُ فیهَا اسْمُ اللَّهِ کثیراً [١].
یا در جای دیگر میفرماید: لَوْ لا دَفْعُ اللَّهِ النّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَفَسَدَتِ الْارْضُ [٢].
گفتهاند قرآن در اینجا صریحاً جنگ را یک امر مشروع بیان میکند، میگوید: اگر نبود که خدا به وسیله بعضی از انسانها جلو بعضی از انسانهای دیگر را میگیرد، زمین تباه شده بود؛ اگر نبود که خدا به وسیله انسانهایی جلو فساد انسانهای دیگر را میگیرد، معبد و صومعه و کنیسهای نبود، مسجدی نبود.
ولی اینها این آیه قرآن را اشتباه فهمیدهاند. این آیه در قرآن مسئله دفاع را طرح میکند و در مقابل مسیحیت حرف میزند. قرآن در جواب آن پاپ یا کشیش مسیحی که میگوید جنگ مطلقاً محکوم است و ما «صلح کل» هستیم، میگوید جنگ محکوم است، اما جنگی که تجاوز باشد نه جنگی که دفاع از حق و حقیقت است. آقای کشیش! اگر جنگِ دفاعی نبود، جنابعالی هم نمیتوانستی به کلیسا بروی و عبادت کنی، آن مؤمن مسجدی هم نمیتوانست در مسجد عبادت کند.
عبادت آن مؤمن مسجدی که در مسجد عبادت میکند، مرهون دلیری آن سربازی است که دارد از حق و حقیقت دفاع میکند. آقای مسیحی! تو هم که در کلیسا به خیال خودت عبادت میکنی، باید ممنون آن سرباز باشی.
بنابراین مانعی ندارد که انسان به مرحلهای از کمال و تربیت برسد که اساساً متجاوزی وجود نداشته باشد، جنگ مشروعی هم وجود نداشته باشد [٣] بنابراین، اینکه میگویند زندگی تنازع بقاست به این معنا که لازمه زندگی
[١] حج/ ٤٠[٢] بقره/ ٢٥١[٣] اخیراً که درباره آنچه در اسلام «جامعه ایده آل» معرفی میشود (یعنی دولت حضرت مهدی عجّل اللَّه تعالی فرجه) مطالعه میکردم، دیدم چه داستان عجیبی است و چطور یک راه بزرگی برای شناختن جامعه ایده آل اسلام است! میگوید در آن زمان یصْطَلِحُ سِباعٌ بَهائِمَ حتی درندگان با یکدیگر صلح و آشتی میکنند و جنگ برای همیشه از بین میرود، یعنی مردم به حدی از کمال میرسند که دیگر متجاوزی وجود ندارد تا جنگی وجود داشته باشد.