مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥٤ - روشنفکری « عُمَری »
آن، عبادتش و این هم آرزویش؛ آن شبش و این هم روز و آرزویش. این میشود مؤمن اسلام، میشود انسان اسلام، همان که دارای هردو درد است ولی درد دومش را از درد اولش دارد. آن درد خدایی است که این درد دوم را در او ایجاد کرده است.
آیهای را در آغاز سخنم تلاوت کردم: وَ اسْتَعینوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلوةِ وَ انَّها لَکبیرَةٌ الّا عَلَی الْخاشِعینَ. قرآن عجیب سخن میگوید: ای اهل ایمان! از نماز استمداد کنید و مدد بگیرید و از صبر، که مفسرین گفتهاند مقصود روزه است یا لااقل روزه یکی از اقسام صبر است. چه مددی است که میتوانیم از نماز بگیریم؟ چه مددی است که از عبادت خدا و خداپرستی میتوانیم بگیریم؟ همین مدد، [یعنی مدد در مسائل اجتماعی.] اصلًا هر مددی را از اینجا میشود گرفت. اگر شما میخواهید در اجتماع، یک مسلمان واقعی باشید و میخواهید یک مجاهد نیرومند باشید، باید نمازخوان خالص و مخلصی باشید ... [١]
روشنفکری « عُمَری »
بعضی میگویند نماز خواندن یعنی چه؟! عبادت یعنی چه؟! اینها مال پیرزنهاست؛ انسان باید اجتماعی باشد. این حرفها یک نوع روشنفکری است اما «روشنفکری عمری».
شنیدهاید که عمر، حَی عَلی خَیرِ الْعَمَل را از اذان برداشت، چرا؟ به خاطر یک روشنفکری که پیش خود کرد، ولی در واقع یک اشتباه بزرگ مرتکب شد. زمان او دوران اوج فتوحات اسلامی و مجاهده اسلامی بود و سربازها خیل خیل به جنگ دشمن میرفتند و با عده کم، دشمن قوی را به زانو درمیآوردند. مسلمانان با سپاهی کمتر از صد هزار نفر با دو امپراطوری بزرگ ایران و روم که هرکدام با سپاه چندصد هزاری به جنگ اینها آمدهاند میجنگند و در هردو جبهه دشمنان را شکست میدهند. جهاد بار دیگر ارزش خود را ثابت میکند و [روشن میشود] که وقتی اسلام مجاهد میپرورد یعنی چه. عمر گفت: وقتی مؤذن در اذان با صدای بلند میگوید: اللَّهُ اکبَرُ و بعد شهادتین و حَی عَلَی الصَّلوةِ و حَی عَلَی الْفَلاحِ (به نماز رو بیاور،
[١] [افتادگی از نوار است.]