مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥٠ - لزوم همراه بودن گرایشهای برونی و درونی
٤. سفر انسان، همراه خدا در میان خلق خدا برای نجات خلق خدا.
دیگر بهتر از این نمیشود سخن گفت. اولین سفر، سفر انسان به سوی خداست.
تا انسان از خدا جداست، همه حرفها پوچ است. وقتی که به ذکر خدا رسید و خدا را شناخت و خودش را به خدا نزدیک احساس کرد و خدا را با خود احساس کرد، همراه خدا [١] به سوی خلق خدا باز میگردد. چنین انسانی برای نجات خلق خدا، در میان خلق خدا حرکت میکند و برای حرکت دادن خلق خدا و نزدیک ساختن آنان به خدا تلاش میکند.
اگر بگوییم که سفر انسان از خلق است به سوی خدا و همان جا میماند، انسان را نشناختهایم. و اگر بگوییم انسان بدون اینکه خودش به سوی خدا حرکت کند، باید به سوی انسانها برود (مثل مکتبهای مادی انسانی امروز) برای نجات انسانها، هیچ کاری از او ساخته نیست و دروغ مطلق است. کسانی توانستهاند انسانها را نجات دهند که اول خودشان نجات پیدا کردهاند. نجات انسانها یعنی چه؟ نجات انسانها از چه چیز؟ از اسارت طبیعت؟ از اسارت انسانهای دیگر که معنایش آزادی انسان از انسان است؟ اینها درست است [اما آنچه مقدم بر اینهاست] نجات انسان از خودی خود و از نفس امّاره خود و از خودِ محدودش است، و تا انسان از خود محدود خویش نجات پیدا نکند هرگز از اسارت طبیعت و اسارت انسانهای دیگر نجات پیدا نمیکند
لزوم همراه بودن گرایشهای برونی و درونی
ما هنوز در منزل اول از بحث خودمان هستیم. امشب شب بیست و یکم ماه مبارک رمضان و شب اول از دهه آخر این ماه است. وقتی دهه آخر ماه مبارک رمضان میرسید، پیغمبر اکرم دستور میداد رختخوابش را بهطور کلی ببندند و در ماه شوّال باز کنند؛ یعنی پیغمبر در این دهه هیچ شبی نمیخوابید. این شبها شب عبادت است، شب خلوت و مناجات است. این مطلب را به حکم مطلبی که در جلسات پیش عرض کردم میگویم که گاهی بعضی ارزشها ارزش دیگر را از بین میبرند. در گذشته، جامعه اسلامی گرایشی به ارزش عبادت پیدا کرده بود و میخواست
[١] یعنی انسانی ربانی و الهی میشود، انسانی که یک لحظه هم از خدا غافل نیست.