مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣٦ - چند تمثیل درباره درد انسان
انسان در این دنیا یک نوع احساس غربت و احساس بیگانگی و عدم تجانس با همه موجودهای عالم میکند، چون همه فانی و متغیر و غیرقابل دلبستگی هستند ولی در انسان دغدغه جاودانگی وجود دارد. این درد همان است که انسان را به عبادت و پرستش خدا و راز و نیاز و به خدا و به اصل خود نزدیک شدن میکشاند
چند تمثیل درباره درد انسان
میبینید چه مَثَلهایی در عرفان ما در این زمینه آمده است! گاهی مثال میزنند به طوطیای که او را از جنگلهای هندوستان آورده و در قفسی زندانی کردهاند و این طوطی همیشه ناراحت و در فکر این است که این قفس شکسته شود و به جایی که مقرّ اصلی اوست بازگردد. و گاهی انسان را به مرغی که از آشیانه خود دور افتاده باشد تشبیه میکنند. یکی از عالیترین تشبیهات همین تشبیه مولوی در اول مثنوی است. او انسان را تشبیه به نیای کرده که آن را از نیستان بریدهاند و حال دارد دائماً ناله و فریاد میکند و همه ناله و فریادش برای این فراق است:
بشنو از نی چون حکایت میکند | وز جداییها شکایت میکند | |