مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٢ - عیبهای جسمی و روانی
با یک سلسله تلقینها و تقویتهای روحی- که این هم خودش داستانی دارد و یک مسئله عجیبی است- [معالجه میشود. این مطلب] جزء دلایل قاطع بر این است که واقعاً انسان موجودی است مرکب از تن و روان، و روان انسان از تن استقلال دارد و یک تابع مطلق از تن نیست، همچنان که تن تابع مطلق از روان نیست، ایندو در یکدیگر اثر دارند. به قول حکما: النَّفْسُ وَ الْبَدَنُ یتَعاکسانِ ایجاباً وَ اعْداداً بدن در روان اثر میگذارد و روان در بدن، و بدن کار مستقل از روان انجام میدهد و روان هم کار مستقل از تن انجام میدهد. این خودش دلیل بر این است که دستگاه روانی انسان، خود یک دستگاه مستقل است.
ما در صحبت از انسان کامل قبل از اینکه وارد اصل بحث شویم، سخن از انسان سالم و انسان معیوب آوردیم. این مقدمه لازم بود [تا روشن شود که مقصود ما] عیب و سلامت مربوط به جسم نیست؛ نمیخواهیم بحث پزشکی کنیم که انسانی صددرصد سالم است که اگر برود چکاپ کند معلوم میشود همه جهازات بدنش سالم است، این بحث به ما مربوط نیست، ما اساساً به بدن کاری نداریم.
پس واقعاً ممکن است انسان از نظر روانی بیمار و معیوب باشد، همچنان که ممکن است از این نظر سالم باشد. قرآن این اصل را پذیرفته است، میفرماید: فی قُلوبِهِمْ مَرَضٌ فَزادَهُمُ اللَّهُ مَرَضاً [١] در دل و روحشان بیماری است. نمیفرماید مثلًا چشمشان بیمار است. قلبی که قرآن میگوید غیر از قلب پزشکیای است که [برای درمان آن] لازم است به طبیب قلب مراجعه کنیم. «قلب» در قرآن یعنی همان روح و روان انسان. درباره قرآن میفرماید: وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُر انِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنینَ [٢] ما قرآن را شفا و رحمت برای مؤمنین فرستادیم. قرآن شفای مؤمنین است.
امیرالمؤمنین میفرماید: الا وَ انَّ مِنَ الْبَلاءِ الْفاقَةَ از جمله بلایا و شداید فقر است، وَ اشَدُّ مِنَ الْفاقَةِ مَرَضُ الْبَدَنِ و از فقر بدتر، مریضی بدن است، وَ اشَدُّ مِنْ مَرَضِ الْبَدَنِ مَرَضُ الْقَلْبِ [٣] و از بیماری تن بدتر و شدیدتر، بیماری دل و قلب انسان است.
یکی از برنامههای قرآن، ساختن انسان سالم است و ماقبل از آنکه بخواهیم این توقع را داشته باشیم که انسان کامل باشیم یا به انسان کامل نزدیک باشیم، باید
[١] بقره/ ١٠[٢] اسراء/ ٨٢[٣] نهج البلاغه، حکمت ٣٨٨