راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٩١ - در فضيلت بخشندگى
كسى كه شايسته آن نيست، پس اگر به اهل آن رسيدى كه چه بهتر و اگر به اهلش نرسيدى تو خود از جمله آنان هستى.»«٨٠»
و رسول اكرم (ص) فرمود: شرفاى امت من نه به سبب نماز وارد بهشت مىشوند و نه به سبب روزه، بلكه با سخاوت نفس و سلامت دل و خير خواهى براى مسلمانان وارد آن مىشوند.»«٨١»
از آن حضرت (ص) روايت است: «خداوند گروهى از آفريدگانش را براى احسان كردن قرار داده است. خداوند، احسان و انجام آن را در نظرشان محبوب مىسازد و طالبان احسان را به سوى آنها متوجه مىكند و بخشش (به ديگران) را براى آنان آسان مىسازد، چنان كه باران در سرزمينهاى خشك جارى مىشود و آن را زنده مىكند و اهالى آنها را به باران حيات مىبخشد».«٨٢»
پيامبر (ص) فرمود: «هر احسانى صدقه است، و هر چيزى كه مرد بر خود و خاندانش انفاق كند برايش صدقه نوشته مىشود و آنچه شخص آبروى خود را با آن
«٨٠» دارقطنى اين حديث را در المستجاد از حديث جعفر بن محمّد (ع ) استخراج كرده است كه آن حضرت نيز از پدرش و جدش به صورت مرسل نقل مى كند. كلينى نيز آن را در كافى ج ٤ ص ٢٧ با شماره ٦ و ٩ از جمله احاديث امام صادق عليه السلام روايت كرده است . البته اين روايت بايد بر مواردى حمل شود كه انسان بطور يقين نداند فرد دريافت كننده احسان ، اهل احسان نيست و به عبارت ديگر وضعش در نزد احسان كننده ناشناخته باشد وگرنه اين روايت با آنچه كلينى به صورت مسند از امام صادق (ع ) نقل كرده است ، منافات دارد، آن حضرت (ص ) به مفضل فرمود: ((هرگاه بخواهى بدانى كه كسى شقى است يا سعيد، به بخشش او نگاه كن و ببين به چه كسى احسان مى كند، اگر به اهل احسان نيكى كند بدان كه به سوى خير و نيكى متمايل است امّا اگر به نااهل نيكى كند بدان كه در نزد خداوند هيچ خيرى ندارد)). نيز در حديثى ديگر فرمود:(( اگر مى خواهى بدانى كه انسان به سوى خير گام بر مى دارد يا به سوى شرّ و زشتى ، بنگر كار نيكش را در كجا مى نهد اگر به اهل احسان ، نيكى كند بدان كه به سوى خير مى رود و اگر براى افراد ناشايسته ، كار نيك انجام دهد بدان كه در آخرت هيچ بهره و نصيبى ندارد)). رك به :
«٨١» ابوبكر بن لال در المكارم و دارقطنى در المستجاد با سند ضعيف از حديث انس روايت كرده است ، همچنان كه در المغنى نقل شده است .
«٨٢» اين حديث را دارقطنى در المستجاد نقل و حاكم در مستدرك ، ج ٤، ص ٣٢١ از حديث على (ع ) روايت كرده است ، و آن را صحيح دانسته است و كلينى در كافى ، ج ٤، به شماره ٢، روايت كرده است .