راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٨٩ - در فضيلت بخشندگى
اخلاق والا را دوست دارد و اخلاق پست را نمىپسندد».«٧١»
انس مىگويد: «همانا رسول خدا (ص) در راه اسلام مورد سؤال واقع نشد، مگر به سائل بخشيد. پس مردى به خدمتش آمد و از او چيزى خواست. حضرت دستور داد گوسفندهاى زيادى از گوسفندهاى زكات كه ميان دو كوه بودند به او دادند. پس آن مرد به نزد قومش برگشت و گفت: اى قوم مسلمان شويد زيرا محمد (ص) همانند كسى مىبخشد كه از تنگدستى بيم ندارد».«٧٢»
از پيامبر (ص) روايت شده است: «همانا براى خدا بندگانى است كه آنها را به نعمتها اختصاص داده تا مردم بهره ببرند. پس هر كس به آن منافع بر بندگان بخل ورزد خداوند آن نعمتها را از او مىگيرد و به ديگرى منتقل مىكند».«٧٣»
از هلالى روايت شده كه گويد: اسيرانى را از بنى عنبر به خدمت رسول خدا (ص) آوردند. پيامبر به قتل آنها فرمان داد و تنها يك مرد را بخشيد، علىّ بن ابى طالب (ع) عرض كرد: «اى رسول خدا، خدا يكى دين يكى، چرا در ميان اسيران تنها اين شخص بخشوده مىشود؟ پيامبر (ص) فرمود: جبرئيل بر من نازل شد گفت: آنها را بكش و اين مرد را رها كن زيرا سخاوتمند است و خدا بخشندگى او را ارج نهاد».«٧٤»
پيامبر (ص) فرمود: «براى هر چيزى ثمره و نتيجهاى است، و ثمره احسان شتاب
«٧١» اين حديث را بيهقى در الشعب از طلحة بن عبيداللّه و ابونعيم در الحليه از حديث ابن عباس به سندى حسن روايت كرده چنان كه در جامع الصغير آمده است .
«٧٢» اين حديث در جلد چهارم در اخلاق پيامبر (ص ) گذشت و مسلم آن را در (صحيح ) ج ٧، ص ٧٤، روايت كرده است .
«٧٣» اين حديث را طبرانى در الكبير و الاوسط و ابونعيم روايت كرده اند و در سند آن محمّد بن حسان ستى وجود دارد و در او (در نقل حديث ) نرمشى هست و ابن معين او راخورشيد سراسر روز را روى پاهايش مى ايستد و احساس درد نمى كند، چون از پرندگان و حركت و پرواز و دور زدن آنها در آسمان و برگشتن آنها شادمان مى شود، حتى شخص گنهكار و عيار را مى بينى كه از كتك خوردن و بريده شدن اعضايش و تحمل تازيانه ها و كشانده شدن به طرف دار افتخار مى كند و با اين حال به خودش و توانش در صبر بر اين امور مباهات مى كند، تا آنجا كه يكى از اعضايش را قطعه قطعه مى كنند تا كارى را كه خود او يا ديگرى انجام داده بگويد ولى او در انكار پافشارى مى كند و به كيفرها اهميت نمى دهد چون شادمان است به آنچه كه آن را كمال و شجاعت و مردانگى مى داند، و احوال او با تمام كيفرهايش چشم روشنى و موجب افتخار موثّق دانسته و آن را از استادش ابوعثمان عبداللّه بن زيد حمصى روايت مى كند و ازدى آن را ضعيف شمرده چنان كه در مجمع الزوائد، ج ٨٧، ص ١٩٢، آمده است .
«٧٤» اين حديث را علامه مجلسى - رحمه اللّه - در بحار جزء دوم از جلد پانزدهم ، ص ٢١، از فقه الرضا به صورت مرسل نقل كرده است .