راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٧٤ - فوايد مال به دنيوى و دينى تقسيم مىشود
پادزهر دارد برداشتن از آن به مقدار قوّت و به مصرف رساندن بقيه آن در كارهاى خير است و غير از آن زهر و آفت است.
در نكوهش حرص و طمع و ستايش قناعت و نوميدى از آنچه در دست مردم است.
بايد دانست كه فقر ستوده است، چنان كه در كتاب فقر نقل كرديم ولى شايسته است كه فقر قانع باشد و از مردم قطع طمع كند، و توجّهى به مال آنها نداشته باشد و در به دست آوردن مال حريص نباشد. چگونه مىتواند به كسب مال حريص باشد در حالى كه توان آن كار را ندارد و بايد به مقدارى از خوراك و پوشاك ضرورى قناعت كند، و به كمترين مقدار و نازلترين نوع غذا و لباس اكتفا نمايد، و خواستههايش را به مخارج يك روز يا يك ماه منحصر سازد و دلش را سرگرم به مخارج ماه بعد نكند. بنابراين اگر به مال زياد و آرزوى دراز علاقمند شود، عزّت قناعت را از دست مىدهد و ناچار آلوده به طمع و ذلّت حرص مىشود و حرص و طمع او را به اخلاق نكوهيده و ارتكاب كارهاى زشت كه خلاف مروّت است مىكشاند. انسان بر اساس فطرت طمع كار و حريص است و كمتر قناعت مىكند، پيامبر خدا (ص) فرمود: «اگر براى فرزند آدم دو درّه طلا باشد درّه سومى را مىخواهد و شكم فرزند آدم را جز خاك پر نمىكند و خداوند به كسى كه توبه كند رجوع مىكند».«٣٠»
از ابو واقد ليثى روايت شده كه گويد: هرگاه به پيامبر (ص) وحى مىرسيد به خدمتش مىآمديم و وحى نازل شده را به ما تعليم مىداد. روزى خدمت آن حضرت آمدم، پيامبر (ص) فرمود: «خداى عزّ و جلّ مىفرمايد: ما مال را براى برپا داشتن نماز و دادن زكات فرستاديم، اگر فرزند آدم يك ذرّه طلا داشته باشد دوست دارد كه دوّمين آن
«٣٠» اين حديث را بخارى در (صحيح )، ج ٨، ص ١١٥، روايت كرده است .