راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ١٥ - پندهايى در نكوهش دنيا
جانشينى مىيابد و براى هر يك از مردگان عوضى برمىگزيند.
وهب بن منبّه گويد: چون خداوند موسى و هارون را به سوى فرعون فرستاد فرمود:
«لباس سلطنتى دنيا كه فرعون پوشيده است شما را نترساند زيرا تمام وجود فرعون در دست قدرت من است و جز با اجازه من نمىتواند سخن بگويد و نفس بكشد. از نعمتهاى دنيا كه فرعون برخوردار است به شگفت نياييد كه طراوت زندگى دنيا و آرايش اهل رفاه است و اگر بخواهيد كه شما (موسى و هارون) را به زيورى از زيورهاى دنيا بيارايم كه فرعون با ديدن آن دريابد كه توان وى كمتر از آن است كه به شما دادهام اين كار را خواهم كرد ليكن من شما را از آن منصرف مىسازم و آن را از شما منع مىكنم، و با اولياى خود نيز چنان مىكنم و آنان را از نعمتهاى دنيا منع مىكنم، چنان كه شبان دلسوز و مهربان گوسفندانش را از رفتن به چراگاه هلاكت منع مىكند و آنها را از زندگى خوش دنيا بر حذر مىدارم چنان كه شبان مهربان شتران خود را از خفتن در محل كثيف باز مىدارد و اين كار براى خوار بودن آنها در نزد من نيست، بلكه براى آن است كه به بهره كاملى از كرامت من برسند و در امان باشند. اولياى من خود را در برابر من به خوارى و خشوع و خوف مىآرايند و تقوا در دلشان استوار است و اثر آن در بدنهايشان آشكار مىشود، بنابراين تقوا پوشاك آنها و لباس زبرين آنهاست كه آشكار مىسازند و لباس باطنى آنهاست كه شعار خود قرار مىدهند و وسيله رهايى آنهاست كه با آن رستگار مىشوند، و وسيله اميدشان به خداست و نشان بزرگى آنهاست كه به آن افتخار مىكنند، و چهره آنهاست كه با آن شناخته مىشوند. پس هرگاه آنها را ملاقات كردى در برابرشان كوچكى و تواضع كن و به دل و زبان نسبت به آنها خاشع باش، و بدان كه هر كس دوستى از دوستانم را بترساند به من اعلان جنگ داده است و من در روز قيامت انتقام دوستم را از او مىگيرم.»
يكى از حكيمان گويد: روزها تيراند و مردم هدف تيرهايند و روزگار هر روزى