راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٤٩٣
را بزرگ مىشمارد و راه را دشوار مىپندارد و هرگاه بدان ميل كند به چارههايى راه مىيابد و با نگرش دقيق پوشيدگيهاى راه را استنباط مىكند تا به هدف برسد تا آنجا كه انسان هرگاه بخواهد پرندهاى را كه در فضاى آسمان اوج گرفته با دور بودن از او فرود آورد او را پايين مىآورد اگر بخواهد ماهى را از اعماق درياها بالا بكشد مىتواند اگر بخواهد طلا و نقره را از زير كوهها استخراج كند، مىتواند اگر بخواهد حيوانات وحشى را كه در بيابان رها هستند شكار كند مىتواند اگر بخواهد درندگان و پيلان و حيوانات عظيم الجثّه را مسخّر سازد مىتواند اگر بخواهد افعيها و مارها را بگيرد و با آنها بازى كند و پادزهر از آنها استخراج كند مىتواند اگر بخواهد از برگ توت حريرهاى رنگارنگ و نقشهدار تهيّه كند مىتواند اگر بخواهد اندازه ستارگان و طول و عرض آنها را بداند با هندسه دقيق آن را استخراج مىكند، در حالى كه خود در زمين قرار دارد و تمام اين امور را با استنباط چارهها و مهيّا ساختن ابزارها انجام مىدهد. پس اسب را براى سوارى و سگ را براى شكار و باز را براى شكار پرندگان مسخّر مىسازد و تو را براى شكار كردن ماهى آماده مىكند و تمام اين كارها از چارهانديشىهاى ظريف آدمى است و تمام اين موارد براى آن است كه در كار دنياى او مهمّ است و به دنيايش كمك مىكند و اگر به امر آخرتش اهميّت دهد تنها يك شغل دارد كه استوار ساختن دلش است، ولى از آن ناتوان مانده و خوار شده است و مىگويد: اين كار محال است و چه كسى بر آن قدرت دارد، در حالى كه استوار ساختن دل محال نيست و اگر فقط همّتش همين يك كار باشد براى آن چاره مىانديشد، بلكه چنان است كه گويند: «اگر بدرستى مايل به چيزى باشى به چارههاى آن راه مىيابى». اين امر (استوار ساختن دل) چيزى است كه صالحان گذشته و آنها كه به نيكى از صالحان پيروى كردهاند از آن عاجز نشدهاند و كسى هم كه ارادهاى درست و همّتى استوار داشته باشد از آن عاجز نمىشود، بلكه به يك دهم زحمت مردم در استنباط چارهجوييهاى دنيا و منظّم ساختن اسباب آن محتاج نمىشود.