راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٤٨٩ - صنف سوم صوفيانند
تواضع و حضور قلب است. گويند: دو مرد وارد مسجد شدند. پس يكى از آن دو نفر در مسجد ايستاد و گفت: كسى چون من وارد خانه خدا نمىشود (قابليّت ندارد). پس دو فرشته موكّل بر انسان او را در پيشگاه خدا جزء صدّيقان نوشتند، به اين دليل سزاوار است كه مسجد را بزرگ شمرد و تعظيم مسجد به اين است كه انسان آلوده كردن مسجد را جنايتى بر مسجد بداند نه اين كه در آلوده كردن مسجد به حرام يا آرايشهاى دنيوى، بر خداى متعال منّت داشته باشد.
حواريّون به مسيح (ع) عرض كردند: به اين مسجد بنگر كه چه نيكوست، عيسى (ع) فرمود: امّتم، امّتم، به شما بحق مىگويم: خدا سنگى از اين مسجد را بر روى سنگى استوار ندارد، مگر به گناهان اهل آن مسجد آن را نابود سازد، براستى خدا به طلا و نقره و اين سنگها كه شما را به شگفت واداشت اهميّت نمىدهد، و محبوبترين چيزها در پيشگاه خدا دلهاى شايسته است، با آن دلها خدا زمين را آباد مىكند و با آن دلها در صورتى كه شايسته نباشند زمين را خراب مىكند.
ابودرداء گويد: رسول خدا (ص) فرمود: «هرگاه مسجدهايتان را آراستيد و قرآنهايتان را تزئين كرديد، پس هلاكت و مرگ بر شما»«٩٠»، روايت شده كه چون رسول خدا (ص) تصميم گرفت مسجد مدينه را بسازد. جبرئيل به محضرش آمد و گفت: «ارتفاع آن را هفت ذرع بساز و آن را زينت و نقّاشى مكن»«٩١» بنابراين غرور و فريفتگى كسانى كه مساجد را تزئين مىكنند از اين نظر است كه منكر را معروف مىدانند و بر آن تكيه مىكنند.
گروه ديگرى اموال را در صدقات مىبخشند، و بر فقرا و مساكين انفاق مىكنند و اين كار را در مجامع عمومى انجام مىدهند و صدقه دادن در نهان را دوست ندارند، و
«٩٠» اين حديث را حكيم ترمذى در النوادر از حديث ابودرداء به سندى ضعيف روايت كرده چنان كه در جامع الصغير آمده است .
«٩١» عراقى گويد: براى اين حديث ماءخذى نيافتم .