راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٤٥٥ - اوّلين صنف فريفتگان و مغروران علمايند
نباشد و علم آنها را نياموزد ايمان ندارد و هر گروهى از آنها مردم را به خود دعوت مىكند و آنان دو گروهند: گمراه و بر حق: گمراه آن گروهى است كه به غير سنّت دعوت مىكند، و بر حق آن گروهى است كه به سنّت دعوت مىكند ولى غرور هر دو گروه را در بر مىگيرد. امّا غرور گمراهان از آن نظر است كه از گمراهى خود بىخبرند و خودشان را اهل نجات مىدانند، و آنها گروههاى بسيارى هستند كه بعضى بعض ديگر را كافر مىشمارند و از آن جهت يكديگر را تكفير مىكنند كه هيچ كدام رأى و اعتقاد خود را فاسد نمىداند و شروط ادلّه و روش آن را در آغاز تحكيم نبخشيدهاند پس بعضى از آنها شبهه را دليل مىدانند و بعضى دليل را شبهه مىپندارند.
امّا فريب خوردن گروه بر حق بدان سبب است كه فرد گمان مىكند جدل از مهمترين امور و بهترين وسيله تقرّب به خدا در دين است و مىپندارد كه دين هيچ كسى تا به بحث و تحقيق نپردازد كامل نمىشود و هر كس بدون جستجو و بحث و به دست آوردن دليل خدا و رسولش را تصديق كند نه مؤمن است و نه كامل و نه مقّرب پيشگاه خدا و به خاطر اين اعتقاد فاسد است كه تمام عمر خود را در فراگيرى مجادله و بحث از سخنان و ياوههاى بدعت گزاران و موارد نقض آنها سپرى مىكند و نفس و قلب خود را مهمل مىگذارد تا گناهان ظاهرى و باطنىاش بر او پنهان بماند در حالى كه گمان دارد سرگرمى او به مجادله در نزد خدا سزاوارتر و نزديكتر و بهتر است ولى چون از چيرگى بر خصم و شكست او و رياست و عزّت و انتساب به دفاع از دين خدا، لذّت مىبرد چشم بصيرتش نابينا مىشود و به (مسلمين) قرن نخستين توجّه نمىكند كه پيامبر (ص) گواهى داده آنها بهترين مردمند و آنها بسيارى از بدعتگذاران و هواپرستان را درك كرده امّا عمر و دينشان را هدف دشمنيها و مجادله قرار ندادند و به سبب آنها از پرداختن به دلها و احوال و جوارح خود باز نماندهاند، بلكه جز در مورد لزوم و نياز و اميدوارى به قبول (شخص گمراه) سخن نگفتهاند، از اين رو به اندازهاى كه بر گمراهى شخص گمراه