راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣٦٧ - شرح انگيزههاى تكبّر و عوامل محرّك آن
هرگز به نظافت خود نمىپردازند كثيفتر و بدبوتر مىشود و هر گاه بينديشد كه از كثافتها آفريده شده و در ميان كثافتها جا دارد و بزودى خواهد مرد و مردارى كثيفتر از تمام كثافتها خواهد شد، به زيبايى خود تكبّر نخواهد كرد كه همانند سبزه روييده در مزبله و رنگ گلها در بيابانهاست كه در عين سرسبزى و طراوتى كه دارد ناگهان خرد شده و بادها آن را پراكنده مىسازند، چگونه تكبّر كند در حالى كه اگر زيبايى او ماندنى باشد و اين زشتيها را نيز نداشته باشد، لازم است بر شخص زشت تكبّر نكند، چون زشتى شخص زشت در اختيار خودش نيست تا آن را از بين ببرد و زيبايى زيبا نيز به اختيار او نيست تا بر آن ستوده شود، چرا كه زيبايى دوام ندارد و هر آن احتمال مىرود در اثر بيمارى يا آبله يا زخم يا ديگر عوامل از بين برود، چه بسيار چهرههاى زيبايى كه به وسيله اين عوامل زشت شده است. بنابراين شناخت اين امور، بيمارى تكبّر كردن به زيبايى را از دل كسى كه در آن بسيار بينديشد ريشه كن مىسازد.
عامل سوم تكبّر كردن به قدرت و نيروست. آنچه آدمى را از تكبّر ورزيدن به اين عامل باز مىدارد اين است كه بيماريهايى را كه بر او عارض مىشود بشناسد و بداند كه اگر رگى از بدنش به درد آيد از هر ناتوانى ناتوانتر و از هر ذليلى ذليلتر است و اگر مگس چيزى از او بربايد نمىتواند از آن بستاند و اگر پشهاى در بينى او يا مورچهاى در گوش وى وارد شود او را خواهد كشت و اگر خارى به پايش وارد شود او را ناتوان خواهد ساخت و يك روز تب به حدى نيرويش را به تحليل مىبرد كه تا مدتى جبران نمىشود. پس كسى كه توان يك خار ندارد و در برابر پشهاى عاجز است و نمىتواند مگسى را از خود دور سازد شايسته نيست كه به قدرت خويش ببالد. از طرفى انسان از فيل يا درازگوش يا شتر يا گاو نيرومندتر نيست، پس آدمى را چه افتخارى است به صفتى كه حيوانات در آن صفت از او جلوترند؟
عامل چهارم و پنجم، تكبّر به ثروت و مال زياد است همچنين تكبّر به خاطر بسيار