راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣٤٧ - شرح انگيزههاى تكبّر و عوامل محرّك آن
مىكند، اگر چه عمل او جز عقوبت نيست، همچنين فاسق گاه به شرابخوارى زياد و ارتكاب گناه بسيار با زنان و كودكان افتخار مىكند و به آن تكبّر مىورزد، چون آن را كمال مىپندارد، اگر چه در آن خطاكار است.
اين بود تمام امورى كه بعضى از بندگان بر بعضى بدان تكبّر مىورزند، پس تكبّر مىكند كسى كه به بعضى از مفاخر ياد شده دسترسى دارد بر كسى كه به آن دسترسى ندارد يا بر كسى كه به اعتقاد وى پايينتر از اوست احتجاج مىكند، و بسا كه در پيشگاه خداى متعال مانند او يا برتر از او باشد، مانند عالمى كه به علم خود تكبّر مىكند بر كسى كه داناتر از اوست، چون خود را اعلم مىداند و به خودش حسن ظنّ دارد.
شرح انگيزههاى تكبّر و عوامل محرّك آن
بايد دانست كه تكبّر خلقى است باطنى، اما اخلاق و كارهايى كه آشكار مىشود نتيجه تكبّر است، اما شايسته است كه به بزرگ شمردن نفس و برتر دانستن آن از ديگران نام تكبّر داد. اين خلق باطنى يك عامل دارد و آن خودپسندى فرد متكبّر است، چنان كه معناى آن بزودى خواهد آمد، زيرا شخص هر گاه به علم و عمل خود يا به چيزى از انگيزههاى آن عجب كند خود را بزرگ شمرده و تكبّر ورزد. اما تكبّر ظاهرى سه عامل دارد: عاملى در متكبّر، عاملى در كسى كه بر او تكبّر مىشود، و عاملى كه به غير از آن دو مربوط است، اما عامل موجود در شخص متكبّر، خودپسندى است و عامل موجود در شخص متكبّر، خودپسندى است و عامل مربوط به شخص مورد تكبّر كينه و حسد است، و آنچه به غير آن دو مربوط مىشود رياكارى است و به اين اعتبار چهار عامل وجود خواهد داشت: خودپسندى، كينه، حسد، رياكارى.
اما خودپسندى موجب تكبّر باطنى مىشود و نتيجه تكبّر باطنى تكبّر ظاهرى در كارها و گفتارها و حالات است كه پيش از اين بيان كرديم.
اما كينه آدمى را به تكبّر وا مىدارد، بى آن كه خودپسندى در كار باشد، مانند كسى