راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣٣٥ - شرح چيزى كه به آن تكبّر مىشود
اميدوار است بيش از آنچه براى آنها اميد دارد، بر اين عالم اگر نام جاهل نهند سزاوارتر است، بلكه علم حقيقى آن است كه با آن آدمى خود و خدا و خطر فرجام كار را بشناسد و نيز حجّتى را كه خدا بر عالم دارد و اهميت خطر علم را در مورد خود بداند، چنان كه بزودى در روش درمان تكبّر به وسيله علم خواهد آمد و چنين علمى بر ترس و تواضع و خشوع مىافزايد و اقتضايش اين است كه تمام مردم را بهتر از خود بداند چون حجت خداى متعال بر او به خاطر (داشتن) علم بزرگ است و در شكرگزارى نعمت علم كوتاهى كرده است، از اين رو ابودردا گفته است: هر كه عملش زياد شود ترسش بيشتر باشد و مطلب چنان است كه او گفته است.
اگر كسى اشكال كند: چرا بعضى از مردم كه علم زيادتر دارند تكبّر بيشترى دارند؟
بايد عامل آن را در دو چيز دانست: ١- سرگرم كارى شود كه علم نام دارد در حالى كه علم واقعى نيست، زيرا علم حقيقى فقط علمى است كه بنده با آن خود و خدا و اهميت كار خويش در ديدار خدا و محجوب شدن از خدا را بشناسد، چنين علمى موجب ترس و تواضع مىشود نه تكبّر و آرامش نفس. خداى متعال مىفرمايد: إِنَّما يَخْشَى الله من عِبادِهِ الْعُلَماءُ«١١٠». اما هرگاه فقط به علوم ديگر (جز علم ياد شده) مانند پزشكى، حساب، لغت و شعر، نحو، و رفع اختلاف و نزاعها و روش مجادله بپردازد تا در آنها ورزيده شود (دلش) پر از تكبّر و نفاق شود و بر اين علوم اگر نام صنعت نهاده شود سزاوارتر است، بلكه علم، شناخت بندگى و ربوبيّت و راه عبادت است كه غالبا موجب تواضع مىشود.
ب: عامل دوّم اين است كه بنده در علم غور و تعمّق كند در حالى كه بد باطن و بدخوست و نفس پستى دارد و در مرحله اول به انواع مجاهدتها و تهذيب نفس و پاك ساختن قلبش نپرداخته است و نفس خود را در پرستش پروردگارش تمرين نداده است و پليد باقى مانده است پس هرگاه در علم تعمّق كند، هر علمى كه باشد، علم در قلب او
«١١٠» فاطر / ٢٨: تنها دانشمندان از او مى ترسند.