راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣٣٤ - شرح چيزى كه به آن تكبّر مىشود
كمالات به كمال دينى علم و عمل است، و كمال دنيوى تبار و جمال و قدرت و مال و بسيارى ياران، كه جمعا هفت عامل است:
الف: علم، تكبّر چه زود به سراغ علما مىرود، از اين رو پيامبر (ص) فرمود:
«بلاى علم خود پسندى و تكبّر است»«١٠٩» و عالم بىدرنگ به قدرت علم تكبّر مىكند و جمال و كمال علم را در خود احساس كرده نفس خويش را بزرگ و مردمان را كوچك مىشمارد و همچون حيوانات به آنان مىنگرد و آنها را نادان مىداند و انتظار دارد كه اول به او سلام دهند. بنابراين اگر او ابتدا به يكى از مردم سلام دهد يا سلام كسى را با خوشرويى پاسخ گويد يا برايش بپاخيزد يا دعوتش را اجابت كند اين عمل را احسانى نسبت به او مىداند و نعمتى كه سپاسگزارىاش را لازم مىشمارد و معتقد است كه او گرامىترين مردم است و برايشان كارهايى انجام مىدهد كه استحقاق ندارند شخصيّتى همانند او آن كارها را انجام دهد، و سزاوار است كه به عنوان شكرگزارى از احسانش به او خدمت شود. غالبا مردم به او نيكى مىكنند، اما او به آنان نيكى نمىكند آنها وى را ملاقات مىكنند ولى او مردم را ملاقات نمىكند عيادتش مىكنند و او به عيادت مردم نمىرود و هر كس با او بياميزد، وى را در رفع نيازهايش به خدمت مىگيرد و اگر در آن كوتاهى كنند آن را زشت مىشمارد. گويى آنان بندگان يا مزدوران اويند و گويى علمآموزى به آنها احسانى از او نسبت به مردم است و با آن عمل حقّى بر آنها پيدا مىكند، اين تكبّر (بر مردم) در امور مربوط به دنياست، اما تكبّر عالم بر مردم در مورد كارهاى آخرت اين است كه خود را در نزد خدا بالاتر و برتر از مردم مىداند. پس بر آنان بيش از مقدارى كه بر خود ترسان است بيم دارد او براى خود
«١٠٩» عراقى مى گويد: مصنّف چنين نقل كرده ولى معروف آفة العلم النسيان و آفة الجمال الخيلاء است ، قضاعى در مسند الشهاب از حديث على به سندى ضعيف چنين روايت كرده است . و ابومنصور ديلمى در مسند الفردوس از او روايت كرده آفة الجمال الخيلاء و در سند روايت ، حسن بن حميد كوفى است كه مجهول مى باشد، ولى به قول صاحب الميزان حديث مجهولى از پدرش نقل كرده است .