راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣٢٢ - نكوهش خودخواهى و اظهار علائم تكبّر
ابو سليمان گويد: بنده تا خودش را نشناسد تواضع نمىكند.
ابو يزيد گويد: تا زمانى كه بنده مىپندارد در ميان مردم بدتر از او وجود دارد متكبّر است. سؤال شد: چه وقت متواضع است؟ گفت: هرگاه براى خودش به مقام و مالى معتقد نباشد و تواضع هر انسانى به اندازه خودشناسى و خداشناسى اوست.
عروة بن ورد گويد: تواضع يكى از شكارگاههاى شرافت است، و صاحب هر نعمت بر نعمتى كه دارد مورد حسد است، جز صاحب تواضع.
يحيى بن خالد برمكى گويد: شخصى بزرگ هرگاه عبادت كند و زهد ورزد تواضع كرده و نادان هرگاه عبادت كند و زهد ورزد تكبّر كرده است.
يحيى بن معاذ گويد: تكبّر كردن بر كسانى كه به سبب مالشان نسبت به تو كبر مىورزند تواضع است.
گويند تواضع در تمام بندگان نيكوست و در ثروتمندان نيكوتر و تكبّر در تمام مردم زشت است و در فقيران زشتتر.
گويند: عزّتى نيست جز براى كسى كه در برابر خداوند اظهار ذلّت كند و بلندى درجه نيست مگر براى كسى كه در برابر خدا تواضع كند، و امانى نيست مگر براى كسى كه از خدا بترسد و بهرهاى نيست جز براى كسى كه نفس خود را به خداى بفروشد.
عمرو بن شيبه گويد: در مكّه ميان صفا و مروه بودم. پس مردى را سوار بر استرى ديدم كه در برابرش غلامانى بودند و مردم را دور مىكردند. گفت: پس از مدّتى برگشته و وارد بغداد شدم، روزى كنار پل بودم كه ناگاه مردى با موى بلند و سر و پاى برهنه ديدم و در او مىانديشيدم. پس به من گفت: تو را چه شده كه به من مىنگرى؟ به او گفتم: تو را شبيه مردى يافتم كه او را در مكّه با اين اوصاف ديدم. گفت: من همانم، گفتم: خدا با تو چه كرد؟ گفت: من در جايى كه مردم تواضع مىكنند بلند پروازى كردم، پس خدا در جايى كه مردم بلند پروازى مىكنند مرا خوار ساخت.