راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣٢ - شرح توصيف دنيا با مثلها
جامه درشت و هر چه براى زنده ماندن و سلامتى انسان ضرورى است و آدمى با آن به علم و عمل مىرسد، مانند نوع اول جزء دنيا (ى نكوهيده) نيست زيرا به نوع اول كمك مىكند و وسيلهاى براى رسيدن به آن (علم و عمل) است و هرگاه بنده از آن برخوردار باشد به قصد اين كه به علم و عمل برسد از دنيا (ى نكوهيده) بهرهمند نشده و از دنيا طلبان محسوب نمىشود و اگر انگيزه او بهره دنيوى باشد، بىآن كه براى تقوا كمك بگيرد جزء نوع دوم (دنياى نكوهيده) محسوب مىشود و با بنده در هنگام مرگ فقط سه خصلت باقى مىماند:
الف: صفاى دل كه مقصود پاكى دل از آلودگيهاى دنياست.
ب: انس گرفتن بنده به خدا.
ج: محبّت و دوستى بنده نسبت به خدا.
بدان كه صفا و پاكى دل جز با خوددارى از تمايلات دنيوى به دست نمىآيد، و انس به خدا حاصل نمىشود مگر اين كه بنده خدا را بسيار ياد كند و از آن غفلت نورزد و دوستى به خدا با شناخت او صورت مىگيرد و شناخت جز با تفكر دائمى به دست نمىآيد. اين سه خصلت است كه پس از مرگ موجب نجات و سعادت مىشود و باقيات الصالحات است. امّا پاكى دل از تمايلات دنيا جزء امور نجات بخش است، چرا كه سپرى ميان بنده و عذاب خداست، چنان كه در حديث آمده است: «همانا اعمال بنده (در روز قيامت) از او دفاع مىكند و هرگاه عذاب از سوى پاهايش به طرف او بيايد قيام در شب (براى عبادت) مىآيد و از او دفاع مىكند و هرگاه از سوى دستهايش بيايد صدقه مىآيد و از او دفاع مىكند تا آخر حديث».«٢٩» امّا انس و دوستى به خدا از امور سعادت بخش است و هر دو بنده را به لذّت جاودانگى و مشاهده (جمال حق) مىرسانند و اين سعادت در پى مرگ مىشتابد تا انسان وارد قبر شود و قبر او به صورت باغى از باغهاى بهشت در
«٢٩» اين حديث را طبرانى از حديث عبدالرحمن بن سمره با همين تفصيل روايت كرده است المغنى .